تبليغاتX

012345678910

حمید

012345678910

http://012345678910.blogfa.com

اینم دریای از کامپیوتر

اینم دریای از کامپیوتر

اینم دریای از کامپیوتر

من طرفدار مهران مدیریم شما چی...!!!؟ اخبار کامپیوتر از 0 تا 10

اینم دریای از کامپیوتر

اینم دریای از کامپیوتر
خانه آرشیو لینکستان پست الکترونیک تماس با ما
قالب وبلاگ طراح قالب بلاگفا
ذخیره سازی علاقه مندی خانگی کن تبادل لینک RSS 2.0
 
اخبار کامپیوتر از 0 تا 10
موضوعات
 

 

 
 
تبلیغات

طراحي و پياده سازي سايت وسيستم مديريت محتوي براي شركت ها، موسسات و كارخانجات و فروشگاه ها. قالب رايگان سايت و وبلاگ
 
افراد آنلاین
 
جدیدترین مطالب
   
آرشیو مطالب
   
  به خاطر ويستا- راهنماي ارتقا به سيستم‌عامل ويندوز ويستا
مرتبط با :
ارسال شده در: 86/10/22
منبع: كامپيوتر ورلد

آيا بايد‌ يك پي‌سي جديد بخريد يا همين پي‌سي كنوني را ارتقا دهيد؟

در اولين گام شايد با اين پرسش روبه‌رو شويد كه كدام راه مناسب‌تر است: اين‌كه يك پي‌سي جديد بخريد كه در آن ويستا نصب شده باشد يا اين‌كه سيستم‌عامل پي‌سي كنوني خود را به ويستا ارتقا دهيد. پاسخ به اين سؤال البته آسان نخواهد بود.

در پاسخ به اين سؤال بايد گفت كه اگر پي‌سي شما از لحاظ سخت‌افزاري قابليت پشتيباني از ويستا را ندارد، راهي جز خريد يك پي‌سي جديد با مقدار رم كافي، فضاي مناسب هاردديسك، يك كارت گرافيك مناسب و از همه مهم‌تر، يك پردازنده پرسرعت كه بتواند از ويستا پشتيباني كند، نخواهيد داشت؛ كه البته اين‌كار تا حدي برايتان گران تمام مي‌شود.

اگر هم تمايل نداريد اين‌كار را انجام دهيد، بهترين كار قبل از شروع به نصب ويستا اين ‌است كه از حداقل نيازمندي‌هاي سخت‌افزاري اين سيستم‌عامل اطلاع پيدا كنيد و آن‌ را با پي‌سي خود مقايسه كنيد تا بدانيد كه امكان نصب ويستا روي پي‌سي كنوني شما وجود دارد يا نه.

براي اين‌كار سري به سايت مايكروسافت نشاني (
www.microsoft.com/windowsvista/getready/capable.mspx) بزنيد كه كمك زيادي در اين زمينه به شما خواهد كرد. البته هنگام مطالعه اين بخش، اگر ديديد كه مثلاً مايكروسافت در بخشي گفته است كه پي‌سي شما بايد حداقل 512 مگابايت رم داشته باشد، اين به‌معني ايده‌آل بودن اين مقدار رم نيست و شما براي اين‌كه  بتوانيد به خوبي از كار با ويستا لذت ببريد، بايد حداقل يك تا دو گيگابايت رم در اختيار داشته باشيد.

بهترين كار قبل از نصب ويستا، براي آن‌كه از سازگاري اين ويندوز با پي‌سي خود اطمينان حاصل كنيد، دريافت برنامه windows vista upgrade Advisor نشاني اين برنامه در آدرس (
www.mirosoft.com/windowsvista/getready/upgradeadvisor/default.mspx) است. اين برنامه با بررسي شرايط پي‌سي شما اعم از سخت‌افزاري و نرم‌افزاري براي تصميم‌گيري درست‌تر در مورد نصب ويستا به شما كمك خواهد كرد.


به‌نظر مي‌رسد بعد از آن‌كه توانستيد اطلاعات لازم را در مورد سازگاري پي‌سي خود با ويستا دريافت كنيد، بايد كمي حساب و كتاب كنيد تا ببينيد از لحاظ مالي چقدر بايد هزينه كنيد تا به ويستا برسيد. به‌طور مثال، اگر مقدار رم شما كم است، چه مقدار بايد هزينه كنيد تا به مقدار رم مناسب برسيد. از اين گذشته، بهاي هر نسخه از ويندوز ويستا را هم بايد با اين هزينه‌ها جمع كنيد.

به‌ طور مثال، نسخه ارتقادهنده به Home premium معادل 159 دلار قيمت دارد. در ‌حالي كه نسخه ارتقادهنده Ultimate معادل 259 دلار قيمت دارد و اگر بخواهيد نسخه كامل هر يك از نگارش‌هاي فوق را تهيه كنيد، براي نگارش كامل Home premium معادل 239 دلار و براي نگارش كامل ultimate معادل 399 دلار بايد پرداخت كنيد.

كدام نسخه از ويستا را بخريم؟

اگر بخواهيد با استفاده از پي‌سي كنوني خود از ويستا استفاده كنيد، دو انتخاب پيش‌ روي خود خواهيد داشت: تهيه نسخه‌هاي ارتقا‌دهنده ويستا يا نسخه‌هاي كامل‌ (Full version) آن.

بديهي است كه نسخه‌هاي ارتقادهنده به ويستا، ارزان‌ترند و در نگاه اول خريد آن‌ها اقتصادي‌تر به‌نظر مي‌رسد، اما اين مسئله معايب گوناگوني نيز در پي دارد: اول اين‌كه، تمام كاربران نمي‌توانند از اين نسخه‌ها استفاده كنند. تنها كاربراني كه پي‌سي آن‌ها از سيستم‌عامل‌هاي اكس‌پي يا 2000 استفاده مي‌كنند، مي‌توانند از اين نسخه‌ها استفاده كنند و كاربران ساير نسخه‌هاي ويندوز ناچار به خريد نسخه‌ كامل ويستا هستند.

ديگر اين‌كه، هر زمان كه بخواهيد، به هر دليلي مجدداً اين نسخه از ويستا را نصب كنيد، برنامه قبل از آن از شما وجود اكس‌پي يا 2000 را طلب مي‌كند. به‌ عبارت ديگر، براي هر بار نصب ويستا بايد ابتدا اكس‌پي يا 2000 را نصب كنيد و بعد آن‌ها را به ويستا ارتقا دهيد. بنابراين اگر به‌ هر دليلي سي‌دي  نصب اكس‌پي يا 2000 را از دست بدهيد، خود‌به‌خود ويستا را نيز از دست داده‌ايد.

نكته ديگر آن‌كه، ممكن است در استفاده از اين نسخه‌ها مسائل پيش‌بيني نشدهِ بيشتري رخ دهد كه استفاده از آن‌ها را دشوارتر كند. بد نيست به سايت www.windows secrets.com سري بزنيد كه در آن مي‌توانيد اطلاعات زيادي از يافته‌ها و مشكلات كاربران ويندوز بيابيد.

از ارتقاي درجا استفاده نماييم يا از ابتدا ويستا را نصب كنيم؟

دو روش پايه براي نصب ويستا پيش ‌رو خواهيم داشت: نصب از ابتدا و ارتقاي درجا ‌(in-place upgrade). با استفاده از روش ارتقاي درجا، ويندوز ويستا مستقيماً روي نسخه قبلي ويندوز نصب خواهد شد. به‌عبارت ديگر، نسخه‌ قديمي به ويستا ارتقا داده خواهد شد. بديهي است كه در اين روش تمام فايل‌ها و برنامه‌ها و تنظيمات شما محفوظ مي‌مانند. مي‌توان گفت كه اين روش ساده‌تر از ديگري است.

روش ديگر، نصب ويستا از ابتدا است. در اين روش لازم است ابتدا از داده‌هاي مهم هاردديسك پشتيبان بگيريد و بعد از پاك كردن كامل نسخه‌ قبلي ويندوز، نسخه جديد را به‌ صورت كاملاً مستقل و تر‌و‌تازه روي پي‌سي خود نصب كنيد و سپس داده‌هايي كه از آن‌ها پشتيبان گرفته‌ايد را به پي‌سي منتقل كنيد. البته بديهي است كه در اين روش بايد تمام برنامه‌هاي كاربردي خود را مجدداً نصب كنيد.

مي‌توان گفت كه بسته‌ به اين‌كه از چه نسخه‌اي از اكس‌پي استفاده مي‌كنيد و قصد ارتقا به چه نسخه‌اي از ويستا را داريد، قادر نخواهيد بود يك ارتقاي كامل را انجام بدهيد؛ چرا‌كه در هنگام انجام عمليات نصب، ويستا نسخه حال حاضر اكس‌پي شما را بررسي مي‌كند و آن‌ را با نسخه‌اي از ويستا كه مي‌خواهيد از آن استفاده كنيد مقايسه مي‌كند و تنها با شرايط خاصي به شما امكان خواهد داد اين ارتقا را انجام دهيد. در غير اين‌صورت، نمي‌توانيد از روش ارتقاي درجا براي نصب ويستا استفاده كنيد.

به بيان روشن‌تر، شايد بتوان گفت كه بهترين راه تهيه همان نسخه‌هاي كامل ويستا و استفاده از روش نصب از ابتدا خواهد بود؛ با اين‌كه در برخي از پي‌سي‌ها استفاده از دو روش نيز كاملاً مهيا خواهد بود. حال اجازه دهيد تصور كنيم كه شما به ‌قدري خوش‌شانس باشيد كه بتوانيد از هر دو روش براي نصب ويستا استفاده كنيد. كدام روش را بايد  انتخاب كرد؟ كدام روش بهتر است؟

مسلماً روش ارتقاي درجا بسيار آسان‌تر است. چون در اين روش تمام فايل‌ها، برنامه‌ها و تنظيماتي كه در سيستم‌عامل قبلي خود صورت داده‌ايد، به ‌قوت خود باقي خواهند ماند و بنابراين احتياجي به تهيه بك‌آپ از فايل‌ها و بازگرداني مجدد آن‌ها بعد از نصب نسخه‌ جديد ويندوز به پي‌سي نخواهد بود.

با اين همه، مسئله مهم آن است كه هميشه راه‌ آسان، راه بهتر نخواهد بود. استفاده از يك سيستم‌عامل براي چند سال به‌سبب آن‌كه نرم‌افزارهاي متعددي روي آن نصب مي‌شوند و استفاده‌هاي گوناگوني از آن‌ مي‌شود و باعث حجيم شدن ويندوز و در نهايت كند شدن و پايين‌ آمدن كارايي آن مي‌گردد. هنگامي كه اين سيستم‌عامل را ارتقا مي‌دهيد، تمام اين نقيصه‌ها عيناً به سيستم‌عامل جديد، يعني ويستا منتقل مي‌گردند. بنابراين نتيجه قابل قبولي از اين‌كار نخواهيد گرفت.

در مورد نصب از ابتدا نيز بايد گفت: با آن‌كه نقايص روش فوق را ندارد، معايب خاصي دارد: از جمله بك‌آپ‌گيري از داده‌ها و نصب مجدد تمام برنامه‌هاي كاربردي بعد از نصب ويستا از جمله معايب اين‌كار است. جدول 1 گزينه‌هاي موجود براي ارتقا به ويستا از نسخه‌هاي مختلف اكس‌پي را نمايش مي‌دهد.

چگونه از ابتدا ويستا را نصب كنيم؟

اولين و مهم‌ترين كاري كه قبل از انجام هر كاري بايد انجام دهيد، بك‌آپ‌گيري از تمام داده‌هاي مهم و حياتي پي‌سي فعلي است. چون وقتي كه ويستا را به‌ طور مستقل نصب مي‌كنيد، فايل‌هاي اصلي سيستم‌عامل نيز پاك مي‌شوند و ديگر معلوم نيست كه بتوانيد به ‌تمامي داده‌هاي خود روي هاردديسك دسترسي داشته باشيد.

چگونه بك‌آپ بگيريم؟

راه‌هاي متعددي براي بك‌آپ‌گيري پيش‌رو داريد. اگر CD رايتر يا DVD رايتر داريد، مي‌توانيد فايل‌هاي خود را روي CD يا DVD منتقل كنيد. اگر پي‌سي شما از طريق شبكه با پي‌سي ديگري در ارتباط است، مي‌توانيد فايل‌هاي مهم خود را به آن پي‌سي منتقل كنيد. اگر فايل‌هاي شما حجم خيلي زيادي ندارند، شايد استفاده از حافظه فلش كارتان را راه بيندازد.

راه حل مناسب ديگر، خريد يك هاردديسك بيرونيِ مبتني‌بر پورت USB است. با مبلغي در حدود دويست دلار يا كمتر مي‌توانيد هاردديسكي با فضاي چهارصد تا پانصد گيگابايت تهيه كنيد كه با در اختيار داشتن اين حجم از فضا، بعيد است چيزي باقي بماند و نتوانيد از آن كپي پشتيبان تهيه كنيد. كار با اين هارددرايوها نيز بسيار آسان است. كافي ‌است آن‌ها را به پورت USB متصل كنيد تا سيستم‌عامل آن‌ها را شناسايي كند. داده‌ها را روي آن كپي كنيد و بعد از نصب ويستا، دوباره آ‌ن‌ها را به پي‌سي خود منتقل نماييد.

همچنين اطمينان حاصل كنيد كه نسخه‌ اصلي تمام برنامه‌هاي نصب‌شده در ويندوز را در اختيار داريد؛ چرا كه بعد از نصب ويستا، بايد مجدداً تمام آن‌ها را نصب كنيد. ياد‌آوري مي‌كنيم كه بعد از نصب، تمام تنظيمات به‌حالت پيش‌فرض باز مي‌گردند. بنابراين بعد از نصب بايد دوباره تمامي تنظيمات مورد نياز را در ويندوز اعمال كنيد.

با در نظر گرفتن تمامي تمهيدات فوق باز هم ممكن است مسئله‌اي از قلم بيفتد. پيشنهاد مي‌شود از نرم‌افزار PCMOVER قابل دريافت از آدرس
www.laplink.com/pcmover براي اطمينان از سلامت عمليات انتقال به سيستم‌عامل جديد استفاده كنيد.

اين برنامه با بك‌آپ‌گيري از تمام فايل‌ها، نرم‌افزارها و تنظيمات ويندوز شما امكان مهاجرت آسان به سيستم‌عامل جديد را براي شما فراهم مي‌كند. از اين برنامه مي‌توان براي انتقال تمامي داده‌ها از يك پي‌سي قديمي به يك پي‌سي جديد نيز استفاده كرد.

در همين راستا مايكروسافت نيز برنامه ديگري با عنوان windows Easy Transfer را توليد كرده است كه مشابه با برنامه قبل مي‌تواند به كاربر براي نقل‌و انتقال داده كمك كند. اين برنامه از آدرس زير قابل دريافت است:www.microsoft.com/windowsvista/features/forhome/easytransfer.mspx.

شروع نصب

شکل1- پنجره ساده ابتدايي نصب

بعد از آن‌كه از داده‌هاي حياتي پي‌سي خود بك‌آپ گرفتيد، وارد مرحله نصب ويندوز مي‌شويد.

قبل از آغاز كار، تمام برنامه‌هاي ضد‌ويروس، ضد‌جاسوس‌افزار يا برنامه‌هاي ديواره‌هاي آتش را غير‌فعال كنيد. (شكل 1)

DVD ويندوز ويستا را درون درايو مربوط قرار دهيد، عمليات نصب به‌ صورت خودكار آغاز مي‌شود. اولين نمايي كه پيش روي خود خواهيد ديد، بسيار ساده است.

بايد زبان مورد نظر خود را انتخاب كنيد، زبان و فرمت پول رايج و صفحه كليد را نيز در همين هنگام بايد مشخص كنيد و سپس روي Install Now كليك كنيد.

قبل از آن اجازه دهيد ويستا براي دريافت آخرينpatch هاي ارائه شده به اينترنت متصل شود تا كاملاً بروز شود. شماره سريال را وارد كنيد و با EULA يا End User Licence Agreement  موافقت كنيد.

بعد از پنجره ?Which type of installation do you want (شكل 2) بايد يكي از دو گزينه Upgrade يا ‌(Custom advanced) را انتخاب كنيد.

البته با توجه به شرايطي كه قبلا‌ً به آن اشاره شد، ممكن است گزينه upgrade غير‌فعال شده باشد. براي آن‌كه بتوانيد يك نصب كامل را انجام دهيد، گزينه custom advanced  را انتخاب كنيد.

بعد از آن‌ وارد پنجره ?where do you want to install windows خواهيد شد كه از شما مي‌خواهد مشخص كنيد كه مي‌خواهيد ويستا را در كجا نصب كنيد (شكل 3)

كليد كوچكي در قسمت سمت راست پايين قرار دارد كه با نام Drive options advanced قابل شناسايي است. روي آن كليك كنيد، اگر مي‌خواهيد مسير نصب ويندوز را مديريت كنيد. همچنين در اين بخش امكان مديريت كامل هاردديسك، مثلاً ساخت يك درايو جديد نيز يا فرمت ديسك وجود دارد.

لازم به ذكر است كه براي نصب  ويستا از ابتدا و به صورت كامل، فرمت كردن تمام هاردديسك ايده بدي نخواهد بود؛ چراكه مطمئن خواهيد شد هيچ فايلي از نسخه‌ قبلي ويندوز بر جا نمانده است. بعد از آن‌كه در اين قسمت كارتان تمام شد، روي NEXT كليك كنيد. حال زمان آن است كه يك ليوان چاي يا قهوه بياوريد و راحت پشت ميز بنشينيد تا ويندوز نصب شود. اين مرحله با توجه به شرايط متفاوت بين بيست تا 45 دقيقه به‌طول مي‌انجامد و در حين انجام كار پي‌سي چند بار بوت خواهد شد.

انتقال فايل‌ها و برنامه‌هاي خود

بعد از آن‌كه توانستيد با موفقيت ويستا را نصب كنيد، مي‌توانيد تمام فايل‌ها و داده‌ها را مجدداً به پي‌سي منتقل كنيد و برنامه‌هاي نيازمند نصب را نيز نصب كنيد. البته باز هم مي‌توانيد از PCMover براي سهولت در كارتان استفاده كنيد.

چگونگي ارتقاي درجا

مشابه با انجام عمل نصب كامل، قبل از انجام كاري حتماً از داده‌هاي خود بك‌آپ بگيريد. با اين‌كه در اين روش به فايل‌ها، برنامه‌هاي كاربردي و تنظيمات ويندوز خللي وارد نمي‌شود، باز هم براي جلوگيري از هر‌گونه پشيماني بهتر است از داده‌هاي خود پشتيبان بگيريد.

يك پاك‌سازي مختصر

شکل2- پنجره انتخاب نحوه نصب

به ‌نظر مي‌رسد انجام يك پاكسازي مختصر قبل از عمل ارتقا كار مفيدي باشد. حتماً شما نيز در پي‌سي خود برنامه‌هايي كاربردي داريد كه به دلايل متعددي از جمله قديمي‌‌شدن ديگر از آن‌ها استفاده نمي‌كنيد.

اين برنامه همچنين ممكن است به‌خاطر اين‌كه تاريخ‌گذشته هستند، در كار با ويستا نيز دچار ناسازگاري شوند.

همچنين برنامه‌هاي زيادي نيز در start up سيستم  وجود دارند كه شايد ديگر از آن‌ها استفاده نمي‌كنيد و به همين خاطر بي‌دليل پي‌سي را به خود مشغول كرده‌اند.

پس با غير‌فعال كردن آن‌ها مي‌توانيد كمي در افزايش سرعت پي‌سي مؤثر باشيد، براي دسترسي به فهرست برنامه‌هاي startup بايد System Configutration Utility (يا همان msconfig) را اجرا كنيد.

شکل3- پنجره ?Where do you want to install

براي اين‌كار گزينه Run از منوي start را انتخاب نماييد و در آن msconfig را تايپ كنيد و كليد Enter را بزنيد.

حال به زبانه Startup برويد. فهرست  تمام برنامه‌هاي موجود را روبه‌روي خود خواهيد ديد.

براي غير‌فعال كردن هريك از آن‌ها بايد تيك‌ ‌‌كنار آن‌ را با كليك روي آن برداريد. با اين كار برنامه‌هايي را مشخص خواهيد كرد كه نمي‌خواهيد در start up ويندوز ويستا قرار داشته باشند (شكل 4). البته راه بهتر آن است كه آن‌ها را Uninstall كنيد.

شروع نصب

بعد از آن‌كه پي‌سي خود را از برنامه‌هاي غير‌قابل نياز و اضافه پر كرديد، مراحل نصب را درست مانند مرحله قبل در پيش گيريد؛ با اين تفاوت كه هنگامي كه از شما پرسيده مي‌شود: مي‌خواهيد Upgrade انجام دهيد يا يك نصب سفارشي (custum)، بايد گزينه upgrade را انتخاب كنيد.

بعد از آن ويندوز پي‌سي و محتويات نرم‌افزاري آن را از لحاظ سازگاري با ويستا بررسي مي‌كند. پس از آن‌كه اين كار تمام شد، يك گزارش از بررسي‌هاي خود را به كاربر ارائه خواهد كرد و اگر كاري براي نصب بايد انجام دهيد يا اين‌كه ناسازگاري در پي‌سي شما وجود داشته باشد، در اين گزارش به كاربر ارائه خواهد شد.

گاهي شايد راه‌اندازها (درايورهاي) سخت‌افزارها يا برخي برنامه‌ها با ويستا ناسازگاري داشته باشند كه بعد از نصب ويستا بايد مجدداً آن‌ها را نصب كنيد. ساير مراحل را درست مانند نصب كامل در پيش گيريد.

مسئله مهم و قابل توجه اين‌است كه نبايد به هيچ عنوان هاردديسك خود را فرمت كنيد. چون با اين‌كارتمام تنظيمات قبلي ويندوز، برنامه‌ها و داده‌هاي خود را از دست خواهيد داد.

چگونگي كار با ويستا در محيط آزمايشي


شکل4- پنجره با استفاده از برنامه System configuration مي‌توانيد بر startupويندوز مديريت داشته باشيد.

اگر هنوز آماده‌ خداحافظي با اكس‌پي نيستيد، يا مي‌خواهيد قبل از آن‌كه اكس‌پي را ترك كنيد، به‌خوبي با زيروبم ويستا آشنا شويد و براي چند ماه با آن كار كنيد، ويژگي بسيار خوبي در اختيارتان قرار داده شده است.

يكي از روش‌هاي اجراي ويستا در برنامه‌هاي مجازي‌سازي مثل VMware يا Parallels workstation يا Microsoft Virtual PC است.

روش ديگر اين‌است كه خودتان دست به‌كار شويد و با ايجاد يك سيستم بوت دوگانه به اين هدف برسيد.
 
براي داشتن يك سيستم بوت دوگانه به يك هارد‌درايو ديگر يا يك پارتيشن مجزا احتياج خواهيد داشت.

ويندوزاكس‌پي روي درايوي كه قبلاً در آن نصب كرده‌ايد، باقي مي‌ماند و ويستا را در يك درايو ديگر نصب خواهيد كرد. به اين‌ترتيب، بدون آن‌كه اكس‌پي و ساير برنامه متأثر از ويستا شوند، مي‌توانيد با ويستا نيز كار كنيد و در هنگام بوت‌شدن نيز انتخاب كنيد كه كدام سيستم‌عامل براي اجرا انتخاب شوند: اكس‌پي يا ويستا؟


مزيت اين روش اين ‌است كه اگر در كار با ويستا دچار مشكل شديد، مي‌توانيد به‌راحتي با اكس‌پي، پي‌سي را بالا بياوريد و مشكل را حل كنيد. در هنگام نصب بايد به اين مسئله توجه كنيد كه به‌هيچ‌ عنوان نبايد سعي كنيد دو سيستم‌عامل را در يك پارتيشن نصب كنيد. چون اين‌كار مي‌تواند به سيستم‌عامل قبليتان صدمه‌اي جدي بزند.

شکل5- Norton Partion Magic يکي از بهترين ابزارهاي مديريت پارتيشن‌هاي هارددرايو است.

اگرهاردتان پارتيشن‌بندي نشده است، يا پارتيشن‌هاي شما فضاي لازم براي نصب ويستا را ندارند و بايد مجدداً هارد خود را پارتيشن‌بندي كنيد، مراحل زير را ادامه دهيد.

بايد بدانيد كه ويستا حداقل به بيست گيگابايت فضا نيازدارد. بنابراين بايد حداقل يكي از پارتيشن‌هاي هارددرايو داراي اين مقدار فضا باشد.

متأسفانه امكان ايجاد يا اعمال تغييرات در پارتيشن‌هاي هارددرايو بدون از دست رفتن اطلاعات و برنامه‌ها در ويندوزاكس‌پي وجود ندارد. به ‌همين خاطر، بايد از برنامه‌هايي استفاده كنند كه به همين منظورتوليد شده‌اند.

يكي از بهترين برنامه‌هايي كه مي‌تواند به شما كمك كند، برنامه Norton Partition Magic از محصولات شركت سيمانتك است (شكل 5).

 قبل از انجام هر كاري، مراحل گفته شده را به دقت مطالعه كنيد. البته باز هم قبل از هرچيز توصيه مي‌‌شود حداقل از اطلاعات مهم و حياتي خود نسخه‌ پشتيباني تهيه كنيد.

نكته مهم و قابل توجه ديگر، نامي است كه براي اين درايو در‌نظر مي‌گيريد. بايد نامي براي آن در نظر بگيريد كه به‌راحتي به يادتان بيايد و در ذهن بماند. شايد بتوان گفت كه ويستا بهترين اسمي باشد كه مي‌توانيد براي اين درايو درنظر بگيريد.

شروع نصب‌

بعد از آن‌كه پارتيشن مورد نياز خود را براي نصب ويستا ايجاد كرديد، براي ايجاد يك سيستم بوت دوگانه آماده‌ايد. براي نصب ويستا به بخش «نصب از ابتدا» مراجعه كنيد و مراحل نصب را مطابق آن ادامه دهيد. هنگامي كه به پنجره ?Where do you want to install windows مي‌رسيد، آدرس پارتيشن جديد را به آن بدهيد و روي كليد Nextكليك كنيد تا فرايند نصب آغاز شود.

بعد از كامل شدن مراحل نصب، هنگام بوت شدن پي‌سي با يك منوي متني روبه‌رو خواهيد شد كه از شما مي‌خواهد سيستم‌عاملتان را براي بالا آمدن انتخاب كنيد. اگر ظرف سي ثانيه هيچ كليدي را نزنيد، وارد ويستا خواهيد شد. در غير اين‌صورت، اگر روي عبارت Earlier version of windows برويد و كليد Enter را بزنيد، وارد اكس‌پي خواهيد شد.

سفارشي‌سازي يك پي‌سي بوت دوگانه‌

شکل6- سفارشي کردن منوي بوت دوگانه

براي راحتي كار مي‌توانيد منوي متني كه به شما امكان مي‌دهد سيستم‌عامل‌هاي موجود در پي‌سي ‌خود را انتخاب كنيد تا حدي سفارشي كنيد. به‌عنوان مثال، شايد بخواهيد مقدار سي ثانيه را تغيير بدهيد يا اين‌كه پيش‌فرض انتخاب را به‌جاي ويستا، اكس‌پي قرار دهيد.

براي سفارشي كردن اين منو در ويندوز ويستا، منوي Start را باز كنيد و روي Computer كليك راست كنيد و Properties را انتخاب كنيد و پنجره System Information باز خواهد شد.

در بخش سمت چپ پنجره، روي Advanced system setting و سپس روي كليك setting در بخش startup and Recovery  كليك كنيد.

پنجره Startup and  Recovery باز خواهد شد. در اين‌جا مي‌توانيد به اعمال تغييرات مورد نظر خود بپردازيد (شكل 6).

بعد از اعمال تغييرات، OK كنيد و پي‌سي را مجدداً راه‌اندازي نماييد. به شما تبريك مي‌گوييم! شما اكنون ويستا را روي سيستم خود نصب كرده‌ايد؛ البته كمي طول مي‌كشد تا آن‌را به شكل دلخواه تنظيم كنيد. پس زياد عجله نكنيد.

نوشته شده توسط حمید ,

  كارت گرافيك سه موتوره!
مرتبط با :
ارسال شده در: 86/10/22

 چندي پيش شركت Nvidia موفق شده بود كه دو پردازنده GPU را در يك كارت گرافيك بگنجاند و از اين طريق قدرت پردازشي كارت گرافيك را بالا ببرد. اينك اين شركت مدعي است توانست سه پردازنده GPU را كنار يكديگر روي يك كارت راه‌اندازي نمايد.


همان‌طور كه مي‌دانيد شركت Nvidia موفق شده بود كه دو پردازنده GPU را در يك كارت گرافيك بگنجاند و از اين طريق قدرت پردازشي كارت گرافيك را بالا ببرد. خبري كه مي‌تواند بازي‌دوستان را تا سر‌حد جنون (از خوشحالي) ببرد، اين‌كه اين شركت توانست سه پردازنده GPU را كنار يكديگر روي يك كارت راه‌اندازي نمايد.

Nvidia اين قابليت را تحت فناوري NVIDIA 3-way SLI ارايه كرده است و مدعي است اين فناوري مي‌تواند كارايي را تا 5/2 برابر در مقايسه با كارت‌هاي تك‌پردازنده GPU افزايش دهد.

در اين صورت وضوح تصوير 1600*2560 با شصت فريم در ثانيه بدست مي‌آيد كه يك ايده‌آل براي اجراي بازي‌هاي سطح بالا است. فرض كنيد كه بازي كرايسيس را تحت اين كارت‌ها و فناوري DirectX 10 بازي كنيد!

نوشته شده توسط حمید ,

  Sony Ericsson P1i غول درياچه‌
مرتبط با :
ارسال شده در: 86/10/22

طراحي و امكانات  ...................................................................................

اين گوشي همانند پدرخود يك گوشي Candy bar (گوشي بدون در و كشو) است. رنگ‌آميزي متنوعي هم ندارد؛ مشكي و نقره‌اي. از لحاظ ظاهري و استايل طراحي بسيار ساده و دلنشين است . به رغم بزرگ بودن ابعاد به راحتي در دست جا مي‌گيرد و به علت بزرگي بيش از حد، همانند برخي از مدل‌ها و مارك‌هاي موجود در بازار موجب كشيدگي عضلات دست و در نتيجه خستگي انگشتان نمي‌شود.

شبكه‌هاي مخابراتي كه اين گوشي توانايي كاركردن در پوشش آن‌ها را دارد نيز از گروه GSM باندهاي مخابراتي GSM 900 ، 1800 ، 1900 و همچنين 3G) UTMS) هستند. براي اتصال با دنياي خارج از جعبه گوشي مي‌توانيد از فناوري‌هاي متعددي استفاده كنيد.
 
Bluetooth 2.0 به همراه پشتيباني از پروتكل A2DP، اتصال USB، اتصال بي‌سيم Wireless LAN) Wi-Fi) و امكان دريافت و ارسال فكس از طريق مودم داخلي راه‌هاي ارتباطي شما هستند. متأسفانه يا خوشبختانه روي اين دستگاه پورت InfraRed وجود ندارد.

صفحه‌نمايش .......................................................................................

صفحه‌نمايش اين گوشي بزرگ‌ترين نقطه قوت آن محسوب مي‌شود. غول درياچه صفحه‌نمايش بسيار شفافي دارد. وضوح اطلاعات نمايش داده شده روي اين صفحه‌نمايش بسيار بالا و فونت‌ها حتي در ابعاد بسيار ريز كاملاً خوانا هستند.

نمايش اطلاعات در روشنايي روز و زير نور آفتاب به خوبي صورت مي‌گيرد و شما مجبور نيستيد به دنبال پيداكردن سايه يا نقطه تاريكي باشيد. تعداد رنگ‌هاي قابل نمايش 262 هزار رنگ (البته دوستان فنلاندي ما مي‌توانند به اين نكته كه گوشي‌هايشان توانايي نمايش 16 ميليون رنگ را دارد ببالند) و ابعاد صفحه‌نمايش 240 * 320 پيكسل است.

حافظه و دوربين ....................................................................................

غول ما حافظه خوبي دارد. حافظه داخلي آن 160MB است و با استفاده از يك اسلات توسعه مي‌توانيد تا 2GB  حافظه را جهت انجام امور روزانه به كار ببريد! نوع كارت حافظه‌اي كه مي‌توانيد استفاده كنيد نيز مانند بقيه مدل‌هاي اين شركت از سري توليدات شركت سوني و از نوع Memory Stick Micro است.

دوربين اين گوشي از نوع پيشرفته 2/3 مگاپيكسل ا‌ست. با برخورداري از يك فلاش مي‌توانيد با كيفيت بهتري عكاسي كنيد. اين دوربين همانند دوربين‌هاي ديجيتال از امكان فوكاس خودكار برخوردار است كه مزيت مهمي تلقي مي‌شود. همچنين به كمك اين دوربين مي‌توانيد فيلمبرداري نيز انجام دهيد. اين دوربين از يك زوم (بزرگنمايي) سه برابر برخوردار است.

باتري ..................................................................................................

باتري اين گوشي مدت زمان مكالمه ده ساعت و مدت انتظار 440 ساعت ( معادل هيجده روز) را براي شما به ارمغان مي‌آورد. در واقع دور دنيا با يك بار شارژ. اين مهم نيز به كمك يك باتري، كه از لحاظ ظرفيت بي‌شباهت با باتري ماشين سنگين نيست، از نوع Lithium Ion 1120 mAh  مهيا مي‌شود. 

امكانات استاندارد! ................................................................................

توانايي دريافت و ارسال انواع پيامك متني و تصويري (SMS و MMS) و پست الكترونيك (Email) به علاوهِ امكان كار با اينترنت راديو FM، پشتيباني از JAVA، توانايي پخش فايل‌هاي صوتي MP3 و AAC و تصويري 3GP و MPEG4 از امكانات استانداردي هستند كه روي گوشي تعبيه شده‌اند.

علاوه بر اين، امكان مرور اسناد Office، تقويم كار‌آمد و بسيار جامع، نرم‌افزار RSS Feeder، حالت پرواز، GPRS و امكانات سخت‌افزاري تقريباً كاملي چون صفحه‌نمايش Touch Screen و بلندگو  از امكاناتي هستند كه هر كدام براي وسوسه كردن گروهي از خريداران و مشتاقان به اين دستگاه اضافه شده‌اند. در ضمن اين دستگاه داراي ابعاد  17*55*106 ميلي‌متر و داراي تنها 124 گرم وزن است.

نوشته شده توسط حمید ,

  هاردديسك گوگل
مرتبط با :
ارسال شده در: 86/10/22

 در آخرين روزهاي پاياني سال 2007 ميلادي، خبرهاي بزرگي از آزمايشگاه‌هاي شركت‌ها به بيرون درز مي‌كند. براي نمونه خبري كه در چندين سايت خبري معتبر نقل شده است، مربوط به هاردديسك آنلاين گوگل است.


در آخرين روزهاي پاياني سال 2007 ميلادي، خبرهاي بزرگي از آزمايشگاه‌هاي شركت‌ها به بيرون درز مي‌كند. براي نمونه خبري كه در چندين سايت خبري معتبر نقل شده است، مربوط به هاردديسك آنلاين گوگل است.

طبق اين خبر گوگل طي چند ماه آينده بزرگ‌ترين هاردديسك جهان را به صورت آنلاين روي اينترنت عرضه خواهد كرد. كاربران مي‌توانند از اين هاردديسك مانند ديگر سرويس‌هاي اين شركت استفاده كنند و اطلاعات خود را روي آن ذخيره و نگهداري نمايند.

در اين صورت اين هاردديسك به بزرگ‌ترين مخزن فايل‌هاي موسيقي، فيلم و ويديو تبديل خواهد شد. كاربران مي‌توانند به صورت رايگان در حدود پنجاه گيگابايت فضا روي اين هاردديسك در اختيار بگيرند. در صورت صحت اين خبر، بي‌شك اين سرويس يكي از بزرگ‌ترين اتفاقات حوزه وب در سال 2008 خواهد بود كه تأثيرات شگرفي نيز براي كاربران و شركت‌هاي بزرگ سرويس‌دهنده به همراه خواهد داشت.

نوشته شده توسط حمید ,

  مادربورد با چيپ‌ست P35؛ آري يا نه؟
مرتبط با :
ارسال شده در: 86/10/22
اينتل به سرعت چيپ‌ست‌هاي P35 و G33 كه توانايي كار با اين حافظه را دارند، به بازار عرضه كرد.


در حالي كه در مورد AMD بايد چند ماهي منتظر ماند تا نسل جديد پردازنده‌هاي آن وارد بازار شود. البته اين مسئله لزوماً هم بد نيست؛ چراكه  هنوز حافظه‌هاي DDR3 با توجه به قيمت بسيار بالايي كه دارند، چندان براي استفاده در سيستم به صرفه نيستند و حداقل بايد مدتي صبر كرد تا قيمت آن‌ها به حد قابل قبولي برسد.


شکل 2

در حال حاضر اكثر شركت‌هاي سازنده مادربورد مدل‌هاي مختلفي را با استفاده از چيپ‌ست‌هاي P35 عرضه كرده‌اند كه هر يك امكانات و توانايي‌هاي متفاوتي را در اختيار كاربر مي‌گذارند و البته در حال حاضر مادربوردهايي كه از چيپ‌ست‌هاي P35 استفاده مي‌كنند، نسبت به ساير مدل‌ها گران‌تر و ناياب‌تر هستند.


هدف اين مقاله كه سايت Behardware.com منتشر كرده است، بررسي و مقايسه خصوصيات و توانايي‌هاي اين چيپ‌ست با مدل‌هاي قبلي است تا بتواند تعيين كند آيا اصولاً خريد يك مادربورد P35 در حال حاضر امكانات فوق‌العاده‌تري را نصيب ما مي‌كند و آيا مي‌توان آن‌را به عنوان يك خريد آينده‌نگرانه مد نظر قرار داد يا خير؟


مهم‌ترين تغييري كه در P35 نسبت به تراشه‌هاي قبلي مشاهده مي‌شود، علاوه بر پشتيباني از نسل جديد حافظه‌ها، يعني DDR3 پشتيباني اين تراشه از فركانس FSB برابر با 1333مگاهرتز است كه البته هنوز پردازنده‌هاي اينتل از اين فركانس پشتيباني نمي‌كنند و بايد منتظر سري‌هاي 6X50 باشيم كه تا مدتي ديگر و با قيمتي متعادل به بازار عرضه خواهند شد.

شکل 3

مدل‌هاي گوناگوني از مادربوردها با استفاده از اين تراشه ساخته شده‌اند كه در بعضي از آن‌ها از حافظه‌هاي DDR2 بايد استفاده كرد.

بعضي بر اساس حافظه‌هاي DDR3 ساخته شده‌اند و البته در پاره‌اي از مدل‌ها امكان نصب هر دو قرار داده شده است همانند Gigabyte P35C-DS3R كه داراي دو اسلات نصب حافظه DDR3 و چهار اسلات براي حافظه DDR2 است.

در تست‌هاي Performance به علت خصوصيات بهتر، به ويژه قابليت‌هاي اوركلاك مادربوردهاي Asus از دو مدل P5K Deluxe و P5K3 Deluxe استفاده شده است كه اولي از DDR2 و دومي از DDR3 استفاده مي‌كند.

ماجول‌هاي حافظه هم از بين سري‌هاي CM3X1024-133C9DHX شركت Corsair و سري KHX11000D3LLK2/2G كينگ‌استون انتخاب شده‌اند.

شکل 4

نخستين تست مربوط به آزمايش‌هاي ميزان توان مصرفي است تا ببينيم آيا استفاده از حافظه‌هاي DDR3 باعث كاهش چشمگيري در توان مي‌شود يا خير.

با نگاهي به عكس 1 مشاهده خواهيد كرد كه در حالتي كه هر دو نوع حافظه روي يك ولتاژ تنظيم شوند، ميزان صرفه‌‌جويي DDR3 تنها حدود يك وات خواهد بود كه اصولاً ارزش چنداني به ويژه در كامپيوترهاي خانگي ندارد.

شکل 5

P35 اجازه تنظيم مقادير مختلفي از FSB را مي‌دهد كه با تنظيم آن در مقادير مختلف و تست سيستم با استفاده از نرم‌افزار WinRAR و بازي Farcry نتايج به دست آمده را در عكس‌هاي 2 و 3 خواهيد ديد.


همان‌طور كه مشاهده مي‌كنيد، نمي‌توان اختلاف خيلي زيادي بين حافظه‌هاي DDR2 و DDR3 مشاهده كرد و البته برنامه‌ها هم درمورد حساسيت به حافظه متفاوت هستند، ولي حداقل چيزي كه اين تست نشان مي‌دهد در كاربردهاي معمولي اختلاف زيادي بين DDR2 و DDR3 نيست و تنها زماني مي‌توان توصيه به خريد DDR3 نمود كه اختلاف قيمت چنداني با نسل قبل خود نداشته باشد.


شکل 6

مقايسه بين P35 و چيپ‌ست‌هاي قبلي هم نتايج جالبي را نشان مي‌دهد. در اين تست كه از مادربوردهاي(P5W-DH Deluxe (i975x
، (P5B Deluxe (P965 و P5N32-E SLI (nForce 680i) شرکت Asus در مقابل P5K براي مقايسه قدرت چيپ‌ست‌هاي نسل قبل با P35 ترتيب داده شده است، همان طوري كه در عكس 4 مشاهده مي‌كنيد، تراشه 965 در تركيب با حافظه DDR2-1066 توانسته است قدرت خود را به خوبي نشان دهد؛ به ويژه در تست برنامه WinRAR نتايج كمتري كسب كند و در Farcry هم تنها يك فريم از P35 عقب بماند.

شکل 7

در تست مربوط به PCI Express هم كه بين تراشه 965 و P35 به عمل آمد، تفاوت چنداني مشاهده نشد (عكس 5 و 6). در هر دو از دو گيگابايت حافظه DDR2، پردازنده E6700 و كارت گرافيك سري 8800GTX استفاده شد.

تست‌ها با نصب كارت گرافيك روي هر دو اسلات PCI Express انجام شد و البته از آنجايي كه اسلات دوم تنها از چهار مسير براي انتقال داده استفاده مي‌كند، در هر دو مادربورد نتايج ضعيف‌تري نسبت به اسلات اول حاصل شد.

شکل 8

تست سرعت انتقال داده‌ها هم با استفاده از پورت‌هاي SATA و حالت RAID و با استفاده از هاردديسك‌هاي سري Raptor شركت WesternDigitalو همچنين تست ميزان مصرف توان هم نتوانست تغيير چنداني در نتايج بدهد و عملاً نتايج يكساني را بين 965 و P35 به بار آورد.(عكس 7 و 8)

با نگاهي به تمام اين تست‌ها مي‌توان نتيجه گرفت كه با توجه به شرايط فعلي، استفاده از حافظه‌هاي DDR3 با توجه به قيمت بالايي كه دارند، هنوز زود است.



در مورد استفاده از P35 هم نظر شخصي من اين است كه شايد بتوان برتري‌هايي براي آن شمرد؛ به خصوص پشتيباني از نسل آينده پردازنده هاي اينتل ولي تركيب P35 با حافظه‌هاي DDR2 قدرت بيشتري نسبت به تراشه‌هاي 965 به ما نمي‌بخشد و عملاً هزينه بيشتري را كه براي خريد P35 صرف مي‌شود را مي‌توان صرف خريد پردازنده قوي‌تر و يا كارت گرافيك بهتر كرد.

نوشته شده توسط حمید ,

  اين پنگوئن‌هاي خوشحال!
مرتبط با :
ارسال شده در: 86/10/22
بررسي نحوه ساخت انيميشن كامپيوتري «پاهاي خوشحال» محصول استوديوي انيمال لاجيك‌

اين پنگوئن‌هاي مقاوم! و مسحوركنندگي حركاتشان، سُر خوردنشان، پريدن و شنا كردنشان، و حركت دسته‌جمعي آن‌ها روي يخ‌ها. بزرگ‌ترها با آن پوشش يكدست، و كودكان با پوششي پُرزمانند به عروسك مي‌مانند. با اين حال پنگوئن‌ها نمي‌توانند يك كار را انجام دهند؛ و آن هم همنوايي با آهنگ است.

اين موضوع در دنياي پنگوئن‌ها اهميتي ندارد، اما براي انيمال لاجيك، يك استوديوي انيميشن و جلوه‌هاي بصري در استراليا، هماهنگ ساختن پنگوئن‌ها با موسيقي تلاشي چهارساله را به دنبال داشت. كاركنان استوديو از پيچيدگي‌هاي مراحل ساخت انيميشن «پاهاي خوشحال» مي‌گويند؛ يعني آخرين انيميشن شركت برادران وارنر، كه يك موزيكال ماجرايي- كمدي است.

كارگردان استراليايي، جرج ميلر ‌(George Miller) براي اولين بار دست به كارگرداني يك انيميشن بلند زده و اين تجربه را با موفقيت كامل به انجام ‌رسانده است (اين انيميشن اسكار بهترين انيميشن سال را از آن خود كرد). ميلر قبلاً «بچه خوك در شهر»، سري «مكس ديوانه» و «ساحره‌هاي ايست‌ويك» را كارگرداني كرده ‌است.

پاهاي خوشحال، داستاني آهنگين درباره به بلوغ رسيدن يك پنگوئن را با تمي حماسي بيان مي‌كند. ستاره فيلم يك پنگوئن پشمالوي نر جوان به نام مامبل (با صداي اليا وود) است كه توانايي آواز خواندن ندارد. در صورتي كه پنگون‌ها با آواز خواندن نداي قلب خود را به گوش همگان مي‌رسانند و جفت خود را پيدا مي‌كنند. آنچه مامبل مي‌تواند انجام دهد، همنوايي با آهنگ و حركات متناسب با آن است؛ آن هم هماهنگ با هر نوع آهنگي كه توانايي شنيدنش را داشته ‌باشد.

مادر مامبل (با صداي نيكول كيدمن) به توانايي او اطمينان دارد و برايش دلسوزي مي‌كند. بر خلاف پدرش (با صداي هيو جكمن) و بزرگان دهكده؛ يعني همان‌ها كه پنگوئن كوچك بيچاره را براي به هم ريختن نظم طبيعي سرزمين پنگوئن‌هاي امپراتوري سرزنش مي‌كنند و فكر مي‌كنند او باعث ناپديد شدن ماهي‌ها شده ‌است. در نتيجه آن‌ها مامبل را طرد مي‌كنند و او نيز سفر حماسي خود را از ميان آنتاركتيكا آغاز مي‌كند تا گواهي براي اثبات اشتباه آن‌ها بيابد.

سفر پرماجراي استوديوي انيمال لاجيك چهار سال و نيم  پيش آغاز شد. در آن زمان كاركنان حدوداً شصت نفري استوديو روي تعدادي آگهي و جلوه‌هاي ويژه‌ فيلم‌هايي چون ماتريكس، ارباب حلقه‌ها و ... كار كرده ‌بودند، اما استوديو براي پاهاي خوشحال و جلوه‌هاي بصري فراوان آن، جمعاً پانصد نفر را به كار گرفت.

سرپرست ديجيتالي تيم، برِت فيني ‌(Brett Feeney)  كه گروه انيمال لاجيك را رهبري نموده، و مراحل كار و ابزارهاي مورد استفاده را طراحي و تعيين كرده‌ است، مي‌گويد: «مشخصاً، جمعيت همنوا با موسيقي پنگوئن‌ها چالشي بود كه بايد با آن دست و پنجه نرم مي‌كرديم.» فيني ادامه مي‌دهد: «و پوشش پنگوئن‌ها ... واقعاً ما تا به حال هرگز تجربه ساخت چنين پوشش پر مويي را نداشتيم، اما از ميان همه‌ چالش‌ها، ساخت محيط‌هاي واقعگرايانه، زمان طولاني‌تري برد.»

آناتومي پنگوئن‌ها

با وجود حركات خاص پنگوئن‌ها، ميلر تمايل داشته ‌است آن‌ها و دنياي اطرافشان، واقع‌گرايانه باشند. به همين علت، كاركنان انيمال لاجيك بايد در بخش آناتومي پنگوئن‌ها با دقت مضاعفي كار مي‌كردند. دِيمن گرِي‌(Damien Gray)، سرپرست فني كاراكترها مي‌گويد: «كارگردان مي‌خواست كاراكترها در حالت‌هاي طبيعي به تصوير كشيده شوند.» او ادامه مي‌دهد: «ما آن‌ها را چنان گرد هم آورديم كه مي‌توانيد در هر مستندي مشابه آن را ببينيد. ما بايد درجه بالايي از واقع‌گرايي را در نظر مي‌گرفتيم و در عين حال حركات خاص و موزون آن‌ها را نيز به درستي در مي‌آورديم.»

ممكن است بينندگان اين اثر، با ديدن آن به ياد مستند «رژه‌ پنگوئن‌ها» كه در 2005 ساخته ‌شد بيفتند، اما تيم طراحي كاراكترها، خيلي قبل از آن كار خود را آغاز كرده بودند.

براي الهام، آن‌ها به سري تلويزيوني زندگي در فريزر بي‌بي‌سي رجوع كردند. همچنين به بررسي انواع پنگوئن‌ها پرداختند تا انواعي را انتخاب كنند كه براي فيلمشان مناسب‌ترند.

گرِي مي‌گويد: «به هر حال پنگوئن‌ها براي اين‌گونه حركات خاص و موزون ساخته نشده‌اند. اسكلت‌بندي آن‌ها قوز كرده است و قفسه‌ سينه‌اي حجيم  دارند.

آن‌ها براي حركتي اژدر مانند در زير آب طراحي شده‌اند و در خشكي روي پنجه‌هاي خود حركت مي‌كنند، و در واقع شانه‌اي ندارند.»

يك سري از اين ويژگي‌ها بايد مقداري تغيير كنند؛ بدون آن‌كه پنگوئن بودن آن‌ها از دست برود. مامبل و دوستانش با پاشنه‌ها و كف پاهاي خود روي يخ‌ها ضربه مي‌زنند و براي آن‌ها شانه طراحي شده ‌است.

عموماً آناتومي شاه‌پنگوئن‌ها پايه‌اي براي پنگوئن‌هاي امپراتوري، آديلي و ديگر انواع پنگوئن‌ها است. چنانكه گري توضيح مي‌دهد: «شاه‌پنگوئن‌ها تنومندتر است و براي تعيين طول پا، آزادي عمل بيشتري به ما مي‌دهد. ما نمي‌خواستيم پنگوئن‌ها شبيه مردمي شوند كه زيرشلواري پوشيده‌اند.»

براي ايجاد پنگوئن‌هاي شاد متحرك و محيط اطرافشان، انيمال لاجيك از اتودِسك مايا، و XSI محصول سافت‌ايميج براي مدل‌سازي استفاده كرده‌ است. گروه از XSI براي انيميشن، از مايا براي افكت‌ها و نورپردازي، و از پي‌آر رندرمن پيسكار براي رندر استفاده كرده‌ است. همچنين از نرم‌افزار خود استوديو، به نام مايامن نيز براي انتقال فايل‌هاي RIB از مايا به رندرمن استفاده شده‌ است. تيم موشن كپچر نيز از نرم‌افزار و سخت‌افزار استوديوهاي جاينت ‌(Giant Studios) استفاده كرده‌است.

حركات پنگوئن‌ها

براي آن‌كه انيماتورها بتوانند يك عده پنگوئن شاد و پرجنب و جوش را، در حال همخواني، به خوبي مامبل به دست آورند، از موشن كپچر كمك مي‌گيرند. همچنين براي جمعيت همراه و هماهنگ با موسيقي، اعضاي گروه از نرم‌افزار خودشان، به نام هُرد‌ (Horde) استفاده كرده‌اند.

فيني مي‌گويد: «ما با صحنه‌هاي داراي جمعيت بالا آشنا بوديم، اما براي صحنه‌هاي شادماني فكر مي‌كرديم بهتر است سيستم مخصوص خود را براي اين كار طراحي كنيم.» آن‌ها پانزده تصوير از حالت شادماني و حركات همنوا با آهنگ را كپچر كردند و 45 حالت اختصاصي از حركات پا را ثبت كرده‌اند، كه بين نيم ميليون پنگوئن تكثير شده‌اند. فيني ادامه مي‌دهد: «با توجه به زماني كه ما داشتيم، نتيجه طبيعي‌تر از يك كار معمولي از آب در آمد.»

استوديو تصاوير اين پايكوبي‌ها را براي صحنه‌هاي دراماتيك و يك سري حركات اكشن نيز كپچر كرد.


براي يادگيري رفتارها و وضعيت‌هاي مهم پنگوئن‌ها، موجوداتي كه قرار بود پايكوبي كنند، كتاب «مدرسه پنگوئن‌ها» نوشته‌ دكتر گرِي ميلر‌ (Dr. Gary Miller) پرنده‌شناس، را خواندند.

فيني اشاره مي‌كند: «زيبايي سيستم جاينت اين بود كه جورج (ميلر) مي‌توانست در حالي‌كه انسان‌ها در حال اجرا بودند، ببيند كه پنگوئن‌ها چگونه ديده خواهند شد. اين سيستم در آن زمان بر هر چيزي ارجحيت داشت.» به عنوان مثال، وقتي كه شخص به جلو خم مي‌شود، كارگردان مي‌تواند تصميم بگيرد كه آيا آن حركت با رفتار طبيعي پنگوئن‌ها به اندازه كافي مطابقت دارد يا خير.

مرحله موشن كپچر همه‌ صحنه‌هاي تعيين‌شده در فيلم، دوازده ماه طول كشيد. در طول اين زمان، انيمال لاجيك از
Softimage XSI براي ويرايش داده‌ها استفاده مي‌كرد تا با توجه به نظر ميلر، به نتيجه دلخواه برسند. در نهايت، برداشت‌هاي ويرايش‌شده براي تنظيم حركات دوربين به بخش لي‌آوت مي‌رود و بعد از پرداخت‌ها و ويرايش‌هاي نهايي، به انيماتورها سپرده مي‌شود. فيني مي‌گويد: «با وجود مقادير قابل توجهي از اطلاعات كه ما كپچر كرديم، گروه ويرايش تصوير، به پاك‌سازي و ويرايش ريزه‌كاري‌هاي لازم پرداخت.»

پوشش‌هاي اوليه‌

ابتدا انيماتورها حركات صورت و يك سري از اجراها را كليدگذاري كردند و داده‌هاي به دست آمده نسبت به داده‌هاي موشن‌كپچر شده، 85 درصد افزايش يافت. همچنين، آن‌ها اشياي داخل صحنه، وسايل نقليه و تكه‌هاي يخ را نيز انيمِيت كرده‌اند.

گرِي گفته است: «ما 425 وسيله مختلف را براي صحنه آماده كرديم.» و ادامه مي‌دهد: «بعضي از كاراكترها ده نسخه مختلف از پوشش اوليه 1 را داشتند؛ مامبل كه به راحتي پنجاه نسخه مختلف داشت. همچنين هر آنچه كه تحت‌تأثير شخصيت‌ها قرار مي‌گرفت، يا لمس مي‌شد نيز پوشش اوليه و تنظيم خاص داشت.»

كار روي هر كاراكتر با يك پوشش استخواني سبك آغاز مي‌شد كه با عملكرد موشن كپچر كنترل مي‌شد. يك پوشش اوليه ديگر نيز براي انيميشن اضافه مي‌شد، كه براي حركات صورت و تنظيم نهايي حركات موشن‌كپچرِ شده كاربرد دارد.

علاوه بر اين‌ها، خيلي از كاركترها داراي پوشش‌هاي اوليه‌اي براي شنا يا حركات اكشن ديگر نيز هستند. نهايتاً يك پوشش استخواني تغيير شكل دهنده يكدست داريم كه با عملكردي ماهيچه‌مانند فرم كلي پنگوئن را حفظ مي‌كند، بقيه پوشش‌هاي استخواني به تسريع روند ساخت انيميشن كمك مي‌كنند.


ايدن سارزسفيلد‌ (Aidan Sarsfield)، سرپرست ساخت كاراكترها، توضيح مي‌دهد: «ما از پوشش‌هاي استخواني مختلفي استفاده كرديم. براي انيميشن‌هاي بسته و حركات صورت، از صورتي با وضوح تصوير بالا و بدني با وضوح پايين استفاده كرديم و در جمعيت، بر عكس عمل شد.»
 
در واقع، سه نوع مختلف از پوشش‌هاي استخواني به دست آمده از موشن‌كپچر، با فرمت‌هاي مختلفي تطبيق داده شدند. با اين حال، سارسفيلد توضيح مي‌دهد كه همه پوشش‌هاي استخواني، براي رندر نهايي مرتب‌ مي‌شوند و درون بافت‌هاي اصلي قرار مي‌گيرند.

براي انتقال احساسات پنگوئن‌ها از طريق صورتشان، مدل‌سازان به راه‌حل‌هاي ويژه‌اي متوسل شدند. حركت نوك پنگوئن‌ها مانند لب نيست و قابليت نشان دادن هماهنگي حركت لب با گفتار را ندارد.

همچنين چشم‌هاي پنگوئن‌ها در دو طرف صورتشان قرار دارد. بنابراين انيماتورها به جاي آن‌كه نوك پنگوئن‌ها را مانند دهان تكان دهند، از چرخاندن و حركت دادن گوشه‌ دهان پنگوئن‌ها استفاده كردند. «براي نشان دادن صداي او، گوشه‌ها به جلو متمايل مي‌شوند.» سارسفيلد ادامه مي‌دهد: «براي ايجاد صداي شبيه ئي، گوشه‌ها به عقب متمايل مي‌شوند.»
 
براي چشم‌ها، مدل‌سازان از فرم‌هاي خاص چشم و ابرو استفاده كردند تا احساس نگاه كردن پنگوئن‌ها به زواياي مختلف را القا كنند. طبق گفته گري: «چشم‌هاي مامبل احتمالاً بيشتر از بقيه در جلوي صورتش (به جاي طرفين)‌ قرار دارد؛ چرا كه اين مهم است كه بيننده با اين شخصيت درگير شود. ما خيلي روي فرم ابروها كار كرديم تا به حس همدلانه‌اي كه در صورت اليا وود وجود دارد، دست يابيم، اما مسائل عمده سر، كره‌ چشم‌ها بود. ما تلاش بسياري كرديم كه حركات چشم‌ها، چنان كه  بايد، از آب درآيد و احساسات را نشان دهد (با توجه به اين كه كره‌ چشم كاملاً سياه است).»

يكي ديگر از قسمت‌هاي ويژه، زانوها بود. «ما نقاط تعيين‌كننده‌اي براي زانوها، ساق، قوزك و ران داشتيم.» گرِي ادامه مي‌دهد: «اما در هنگام حركات خاص بدن، براي نشان دادن برآمدگي زانو به ترفندهايي متوسل شديم. ما آن را به نقطه‌اي پايين‌تر از محل مفصل قرار داديم.»
 
پوشش استخواني، امكان حركت و خم شدن آزادانه زانو را به كاراكتر مي‌داد. چنانكه پوستي كه كاملاً زانو را احاطه و محدود كند در كار نبود. در رندر نهايي نيز استخوان‌ها ديده نمي‌شدند، پس زانو درون پوست آزادنه حركت مي‌كند و پوست به‌طور منطقي و ماهرانه تغيير شكل مي‌دهد. به ويژه وقتي كه مثلاً پنگوئن يك لگد مي‌زند، ما شاهد حركتي قابل باور خواهيم بود.

پرها و كُرك‌ها

مامبو در بيشتر فيلم در مرحله‌ قبل از بلوغ قرار دارد. بنابراين گروه مي‌توانست با استفاده از RenderMan RiCurvesسطح پوست مامبل را كرك‌دار كند. اكثريت پنگوئن‌ها پوشيده از پر يا كرك هستند. فيني توضيح مي‌دهد: «ما از سيستم مشابهي براي پرها و كرك استفاده كرديم، اگرچه پرها از فرم‌هاي هندسي تشكيل شده‌اند.» 

اين سيستم قاعده‌مند اختصاصي در مايا به كار گرفته‌ شد. او ادامه مي‌دهد: «داشتن ده يا دوازده هنرمند براي پرها به كار سرعت مي‌بخشيد. بنابراين در پنگوئن‌ها با استفاده از يك سيستم دايناميك و شبيه‌سازي، اگر هم پرها با هم برخورد داشته‌باشند، مشكلي پيش نخواهد آمد.»

فيني مي‌گويد: «اساساً پرها از چنين قاعده‌اي پيروي مي‌كنند: نوك هر پر كه به بدن وصل است، بايد فاصله‌ مشخصي با بدن داشته باشد. بنابراين وقتي كه همه پرها از اين قاعده پيروي كنند، ديگر در هم نمي‌روند، اما در مورد پرنده‌هاي بزرگ كه شبيه مرغ دريايي هستند، اعضاي تيم سعي كردند از در هم‌رفتگي پرها جلوگيري كنند؛ چراكه آن‌ها پرهايي بزرگ‌تر و واضح‌تر دارند.»

همچنين براي پنگوئن‌هاي كوتاه‌قد آديلي، كه مامبل در سفرش با آن‌ها دوست مي‌شود، انيماتورها پرهاي روي سر آن‌ها را كليدگذاري كردند و امكانات اضافي به انيماتورها اجازه داد كنترل بيشتري روي پرهاي سينه و دم اين پرنده‌ها داشته‌باشند.

پرنده‌هاي آماده‌

براي آن‌كه كار انيماتورها، بافت‌پردازان و نورپردازان آسان شود، انيمال لاجيك يك فرمت جديد براي ذخير اطلاعات مربوط به اشكال و فرم‌ها در انيميشن ايجاد كرد، كه آن را بابجكت‌ (bobject) ناميدند.

فيني مي‌گويد: «كريس بُن (Chris Bone)، سرپرست بخش تحقيق و توسعه، و من به اين فكر افتاديم. زماني كه او در هر فريم فايل‌هاي OBJ را به نتيجه رسانده بود. با اين شرايط بهترين راه انتقال فايل‌ها از يك پكيج به يك پكيچ ديگر بود، اما اين موضوع بايد در مورد تعداد زيادي فايل‌ تكرار مي‌شد.

بنابراين ما يك فايل كوچك‌تر باينري يا بابجكت‌(Binary Object :Bobject) ساختيم. ما اجزاي اصلي مدل را انتخاب مي‌كرديم و آن‌ها را به بابجكت تبديل مي‌نموديم.»
 


هم مايا و هم XSI مي‌توانند اين شكل‌ها را در هر فريم بخوانند و تغيير دهند. بنابراين به‌عنوان مثال، وقتي انيماتورها يك قسمت را تمام مي‌كنند، آن قسمت به صورت پوشش اوليه‌ ماهيچه‌اي در مي‌آيد و به يك بابجكت تبديل مي‌شود. گروه نورپردازي و پردازش سطوح، فقط قسمت‌هاي مورد نياز خود را از طريق فايل بابجكت در اختيار مي‌گيرند.

در صحنه‌هايي كه از صدها موجود پردار ديجيتالي تشكيل شده‌اند، سنگيني كار واقعاً مشكل‌ساز مي‌شود. سارسفيلد مي‌گويد: «در پايان روز، ما كاراكترهايي داشتيم كه داراي سه ميليون پر اختصاصي بودند.» طبق گفته‌ او، بعد از تحويل كاراكترها، تنظيم عملكرد پرها انجام شد و در ضمن هر آنچه كه ممكن بود باعث سبك شدن كار شود، و وجودش در اين مرحله الزامي نبود، حذف شد.

توده‌ يخ‌

پرها با وجود سختي‌ طراحيشان، عمدتاً با ترفندهايي ايجاد مي‌شدند و به انجام مي‌رسيدند، اما طبيعي در آوردن محيط و سطوح پيراموني آن، چالشي به مراتب بزرگ‌تر از درآوردن پوست پنگوئن‌ها بود. چنان كه فيني مي‌گويد: «ما بايد زماني را به در آوردن ظاهر پنگوئن‌ها اختصاص مي‌داديم، اما براي در آوردن محيط بايد خود را كاملاً وقف آن مي‌كرديم.»

در ابتدا آن‌ها گمان كردند كه با اسكن توده‌هاي يخ بتوانند فضاهاي اطراف را ايجاد كنند. فيني توضيح مي‌دهد: «ما يك اسكنر را با خود به نيوزلند برديم. اين كار در برخي موارد جواب مي‌داد، اما در ساير موارد بي‌فايده بود. همچنين فتوگرامتري (تهيه نقشه و دياگرام بر اساس عكس‌هاي هوايي)‌ نيز بي‌فايده بود.»
 
سرانجام آن‌ها براي ايجاد محيط، به قدرت مدل‌سازان متوسل شدند (كه با توجه به شواهد و راهنمايي‌هاي موجود به شكل دادن محيط مي‌پرداختند)، و براي گسترش اين محيط از مهارت‌هاي matte painterها2 استفاده كردند.

فيني مي‌گويد: «ما در ابتداي كار، گمان مي‌كرديم با نُه يا ده محيط فيلم را به پايان مي‌رسانيم. در عوض ما دوازده مكان مختلف و متفاوت داشتيم، كه هر كدام تا سي صحنه‌ گوناگون را شامل مي‌شدند.» Matte paintingها نيز با استفاده از Maya camera projection به‌عنوان عناصر سه‌بعدي هندسي وارد صحنه شدند.

انيمال لاجيك يك سيستم لايه‌بندي مخصوص در مايا براي سايه‌زن‌ها ساخته ‌است كه فريزر (Freezer) ناميده مي‌شود و به اعضاي گروه در ساخت سطوح كمك مي‌كند. فيني در اين رابطه مي‌گويد: «بيشتر هنرمندان فتوشاپ را به خوبي بلد بودند. بنابراين ما سيستمي را ايجاد كرديم كه آن‌ها قادر باشند به راحتي بافت‌هاي رنگي خود را لايه‌بندي كنند؛  همان‌طور كه يك الگو را در فتوشاپ ايجاد مي‌كردند.»

براي ساخت يخ نيمه‌شفاف، گروه فني به دنبال دستكاري لايه‌ زيرين سطح يخ‌ها بودند و چنانكه فيني توضيح مي‌دهد آن‌ها عاقبت با استفاده از مقاله‌هاي هنريك جنسن به نتيجه رسيدند: «ما سرانجام با استفاده از يك سيستم معقولانه منحصر به فرد، لايه‌هاي زيرين سطح يخ‌ها را با جزئيات زياد و در ابعاد گسترده به شكل دلخواه درآورديم.»

فيني توضيح مي‌دهد: «اگر ما صد دستگاه داشتيم، اين محيط عظيم بيروني را بين تعدادي از دستگاه‌ها تقسيم مي‌كرديم و در نهايت هر تكه را به قطعات ديگر متصل مي‌نموديم.» در واقع در انتهاي كار يك برنامه مخصوص همه‌ تكه‌ها را به يك الگوي بافت عظيم تبديل مي‌كرد.

همچنين گروه از نورپردازي‌هاي محيطي پيشرفته نيز استفاده كرده‌ است. مسئول نورپردازي، بن گانزبرگر (Ben Gunsberger)،‌ تخمين مي‌زند كه نورپردازان از بيست تا سي منبع پايه‌اي نور استفاده كرده‌اند. هر صحنه به‌طور اختصاصي نورپردازي شده‌ است و در بسياري اوقات تحت‌ تأثير داستان قرار مي‌گيرد.

به‌عنوان مثال، صحنه‌اي كه مامبل به جامعه‌ خود باز مي‌گردد، شروعي خوشبينانه و آفتابي دارد، اما وقتي موقعيت به تلخي مي‌گرايد، ابرها مي‌آيند و آسمان تاريك مي‌شود. ابرها در خيلي از موارد، مفيدند.


اولين محيط يخي كاملاً رندر شده، با كاراكترهايي كاملاً پرداخت‌شده در مارس 2004 از مرحله رندر بيرون آمد؛ يعني صحنه‌اي كه معلم سعي مي‌كند به مامبل آواز خواندن را آموزش دهد، اما فيني مي‌گويد: «ما به نوعي احساس ناخوشايندي نسبت به آن داشتيم.»
 
رُي مك‌گنِس‌ (Rory McGuinness)، كه تجربه فيلمبرداري در قطب را داشت، به كمك آن‌ها آمد تا دريابند كجاي كار ايراد دارد. فيني مي‌گويد: «او نتيجه را بررسي كرد و گفت: مشكل نقاط تيره است. شما جز پنگوئن‌ها هيچ عنصر تيره ديگري در صحنه نداريد.»
 
بنابراين گروه به دنبال راه‌هايي گشتند، تا بر حضور عناصري مانند ابرها در صحنه تأكيد كنند. گانزبرگر توضيح مي‌دهد: «يك زمين كاملاً تخت، امكان بازي با فرم‌ها و كنتراست را به ما نمي‌داد. بنابراين از سايه‌هاي متحرك ابرها براي ايجاد كنتراست و عامل تنوع‌بخش استفاده كرديم.»
 
براي ايجاد ابرها، استوديو از عكس‌هاي گرفته‌شده در تاسماني و فيجي استفاده كرد كه از تصاوير پاناروماي 360 درجه‌ اصلاح‌شده و درجه‌گذاري‌شده، برداشت شده بودند.

گانزبرگر مي‌گويد: «ما گروه كوچكي براي مهيا كردن عناصر آسمان داشتيم كه از روش مشابه Matte painterها استفاده مي‌كردند. با اين تفاوت كه آن‌ها با عناصر متحرك سر و كار داشتند.» وقتي گانزبرگر كار روي فيلم را در سال 2003 آغاز كرد، اعضاي اصلي و ثابت گروه او متشكل از پنج هنرمند و نورپرداز بودند. در انتهاي كار، او گروهي هفتاد نفري را هدايت مي‌كرد كه همه‌ نورهاي ايجاد شده در هر صحنه را با هم تركيب مي‌كردند.

او در ادامه مي‌گويد: «سر و صورت پنگوئن‌ها در مقايسه با بدنشان كوچك است. ما براي القاي احساسات مشكلاتي داشتيم؛ به ويژه در بعضي كاراكترهايي كه صورتي كاملاً سياه داشتند. اگر ما نور را زيادي پخش مي‌كرديم، اين صورت‌هاي سياه سرد و خاكستري به نظر مي‌رسيدند. با كنترل و جداسازي هر بخش از مدل كاراكتر، مثل صورت، چشم‌ها، نوك، زبان و ديگر موارد، نورپردازان مي‌توانند آزادي عمل بيشتري براي انيماتورها فراهم كنند.»

نتيجه نهايي‌

با نزديك شدن به انتهاي مراحل توليد، استوديو تصميم گرفت در چهار صحنه‌ پرتحرك از دو استوديوي ديگر كمك بگيرد. چنانكه فيني مي‌گويد: «جرج (ميلر) ‌صحنه‌هايي را كه داراي مقدار زيادي جلوه‌هاي حركتي و ذرات يخ و آب بودند را انتخاب كرد و قرار شد اگر با كيفيت مطلوب بازتوليد نشدند، مورد استفاده قرار نگيرند، اما صحنه‌ها عالي از كار در آمدند.»
 
استوديوي Rhythm&Hues افكت‌هاي صحنه‌اي را به عهده گرفت كه نهنگ‌ها در تعقيب پنگوئن‌ها هستند و همچنين صحنه‌اي كه مامبل قايقي را دنبال مي‌كند. استوديوي Giant Killer Robots نيز افكت‌هايي از صحنه سورتمه‌سواري و صحنه‌اي كه مامبل علامت «بيگانه‌ها» را مي‌بيند به عهده گرفتند.

كل فيلم، مسئوليت بزرگي براي يك استوديوي جلوه‌هاي ديجيتالي نسبتاً كوچك بود، اما همانند پنگوئن‌ها، انيمال لاجيك با استواري اين سفر پر ماجرا را به پايان رساند و قدم به قدم پيش رفت. گرِي نيز مي‌گويد: «ما اين پروژه را روز به روز جلو مي‌برديم، اما در پايان پروژه، قادر بوديم كارهايي را در عرض چند ساعت انجام دهيم، كه در ابتداي پروژه ممكن بود چند روز وقت بگيرد.»

فيني به ويژه به كار گروه در زمينه حركت در مسير برنامه‌ريزي شده افتخار مي‌كند و مي‌گويد: «اين براي جرج (ميلر) يك كار جديد بود و خيلي از افراد هم تا به حال روي يك فيلم كاملاً ديجيتالي كار نكرده بودند. ما مي‌دانستيم كه  بايد تغييراتي در مسير برنامه‌ريزي شده صورت گيرد (نسبت به يك فيلم كه كاملاً ديجيتالي نيست). حتي كلاس‌هاي يوگا هم نمي‌توانند به اندازه اين مراحل برنامه‌ريزي شده داراي انعطاف‌پذيري باشند.»

يكي از افراد تازه‌وارد در زمينه يك اثر تمام ديجيتالي، سارسفيلد بود. او قبلاً روي جلوه‌هاي ويژه مجموعه ماتريكس و يك فيلم ديگر كار كرده ‌بود. «اگر من از قبل مي‌دانستم كه در اين سه سال چه مراحلي را بايد از سر بگذرانم، ترس تمام وجودم را درمي‌برگرفت و حالا آنچه كه ما كار را انجام داديم، اگر بخواهم دوباره انجام دهم، صداي تپش قلبم بلند خواهد شد.»

پي‌نوشت:

1- پوشش‌هاي اوليه، يا استخواني: (Rig) پوششي كه روي اسكلت‌بندي عناصر سه‌بعدي مي‌كشند، به اين نام خوانده مي‌شود كه از حركات استخوان‌بندي تبعيت مي‌كند و بافت‌هاي نهايي روي آن قرار مي‌گيرد. مثل ماهيچه‌ها در بدن كه پوست روي آن قرار مي‌گيرد.م‌

2- Matte Painting: اين تكنيك از سال‌هاي اوليه پيدايش سينما مورد استفاده قرار مي‌گرفته است. در سينماي كلاسيك گاه يك سري موضوعات را روي شيشه‌هاي خاصي نقاشي مي‌كرده‌اند و در صحنه قرار مي‌داده‌اند. طوري كه واقعي به نظر برسد و به آن مت‌پينتينگ مي‌گفتند، اما از اواسط دهه‌ 1990 مت‌پينتينگ‌هاي ديجيتالي مرسوم شدند كه امكان حركت آزاد دوربين در ميان صحنه را به فيلمساز مي‌دهد. در اين تكنيك يك عنصر سه بعدي (مثلاً يك ساختمان) به كل صحنه اضافه مي‌شود يا كاراكتر و موضوعات در يك محيط ديجيتالي قرار مي‌گيرند. در انيميشن نيز از موضوعات واقعي در ميان آبجكت‌هاي سه‌بعدي استفاده مي‌شود. مثلاً يك تصوير از درخت را، با استفاده از كانال آلفا در ميان موضوعات سه‌بعدي قرار مي‌دهند. م‌

نوشته شده توسط حمید ,

  نگاهي به سيستم‌عامل لئوپارد Mac OS X 10.5
مرتبط با :
ارسال شده در: 86/10/22

جزيره حالا‌ شلوغ‌تر و پررفت‌وآمدتر از قبل شده است. اين روزها افزايش علا‌قه كاربران به استفاده از پلتفرم اپل، يا دست كم سخت‌افزارهاي اين شركت، كاملا‌ً مورد توجه رسانه‌ها قرار گرفته است. در اين ميان اپل نيز با تداوم توسعه سيستم‌عامل Max OS X به‌عنوان يكي از كليدي‌ترين محصولا‌ت خود تلا‌ش مي‌كند تا به اين سير صعودي ادامه دهد.

ارائه پنج ارتقاي عمده از زمان عرضه نخستين نسخه سيستم‌عامل Mac OS X در سال 2001 تاكنون در طي يك برنامه زماني تقريباً منظم به كاربران اپل اجازه داده تا هميشه سريع‌تر از سايرين از فناوري‌هاي جديد استفاده كنند. چيتا نام رمز اولين نسخه OS X بود كه در سال 2001 عرضه شد؛ نسخه‌اي كه البته با اشكالا‌ت فراواني همراه بود. در آن زمان بسياري از نرم‌افزارهايي كه براي چيتا عرضه مي‌شدند از موتور گرافيكي جديد آن يعني zQuart استفاده نمي‌كردند و به همين دليل در سيستم‌عامل جديد نسبت به Mac OS 9 كندتر اجرا مي‌شدند.

اپل مدت كوتاهي بعد از چيتا، Mac OS X 1.10 را با نام رمز پوما عرضه كرد. پوما نسخه رايگاني بود كه اپل براي رفع مشكلا‌ت اولين نسخه تجاري OS X عرضه كرد و در عين حال قابليت‌هاي ديگري چون پخش دي‌وي‌دي و سازگاري بيشتر با OS 9 را به آن اضافه كرد.

شکل1- نمايي از دسکتاپ لئوپارد

عرضه جگوار يا Mac OS X 10.2 به معناي پايان توسعه Mac OS 9 بود. چنان‌كه جابز در همايش مك ورلد جنجاني همان سال در حركتي نمادين بسته نرم‌افزاري Mac OS 9 را در تابوتي قرار داد و اعلا‌م كرد كه OS X آينده سيستم‌عامل اپل خواهد بود.

عرضه نرم‌افزار iChat و ويژگي Bonjour (كه در آن زمان Rendezvous ناميده مي‌شد) براي فراهم كردن امكان شبكه‌بندي خودكار و بدون نياز به پيكربندي معمول، از ديگر ويژگي‌هاي مهم جگوار محسوب مي‌شدند. دوازده ماه بعد در سال 2003 سيستم‌عامل Mac OS X L 3.10 با نام رمز Panther معرفي و عرضه شد.

اپل در اين نسخه از سيستم‌عامل خود توانست با رهايي از دردسرهاي اوليه مهاجرت، به سيستم‌عامل جديد قابليت‌هاي بيشتر و مهم‌تري را اضافه كند. جذاب‌ترين اين ويژگي‌ها Expose است كه كاربر مي‌تواند با استفاده از آن و به كمك ماوس (يا صفحه‌كليد) تمام پنجره‌هاي باز خود را بدون روي هم افتادگي و هم‌پوشاني مشاهده كند.

سيستم رمزگذاري FileVault براي محافظت از فايل‌ها و درايوها و نيز iChat AV با قابليت برقراري ويديوكنفرانس از ديگر ويژگي‌هاي مهم اين نسخه محسوب مي‌شوند. 18 ماه بعد يعني اواخر سال 2005 اپل ارتقاي عمده ديگري از سيستم‌عامل خود را عرضه كرد.

اپل در Mac OS 10.4 يا Tiger ضمن اضافه كردن چندين ويژگي كليدي ديگر مانند موتور جست‌وجوي بي‌درنگ SpotLight، سيستم نمايش ويجت‌هاي Dashboard و پشتيباني كوييك‌تايم از فرمت H.264، تغييرات زيرساختي مهمي را ايجاد كرده بود تا بتواند در نسخه‌هاي بعدي اين سيستم‌عامل از آن‌ها استفاده كند. از جمله اين تغييرات مي‌توان به پشتيباني از آدرس‌دهي 64 بيتي حافظه، تعبيه فريم‌ورك‌هاي Core Image و Core Video اشاره كرد.

اما عرضه لئوپارد، بيش از ديگر نسخه‌ها به طول انجاميد. ابتدا قرار بود لئوپارد در طي يك زمان‌بندي هجده ماهه پس از Tiger، اواسط سال 2007 عرضه شود.

اما تمركز توسعه‌دهندگان اپل براي آماده‌سازي نسخه ويژه‌اي از OS X  براي محصول جنجالي اين شركت يعني آي‌فون باعث شد تا اپل عرضه آن را به ماه اكتبر موكول كند. به اين ترتيب پس از گذشت دو سال و نيم از عرضه Tiger، اپل در اواخر ماه اكتبر سيستم‌عامل جديد خود را عرضه كرد.

لئوپارد در نگاهي كلي‌

دو دليل عمده براي افزايش انتظارات و توقعات از Mac OS X 10.5 نسبت به نسخه‌هاي قبلي آن وجود دارد: نخست فرصت بيشتري كه اپل براي توسعه آن در اختيار داشت و دوم، اعلا‌م وجود چند ويژگي محرمانه مهم در اين سيستم‌عامل هنگامي كه براي اولين بار در كنفرانس جهاني توسعه‌دهندگان اپل به نمايش درآمد.

در نهايت حاصل كار، سيستم‌عاملي است كه به زعم اپل بيش از سيصد تغيير بزرگ و كوچك نسبت به نسخه قبلي در آن ديده مي‌شود (اپل فهرست كامل اين ويژگي را در اين آدرس 
قرار داده است).

به رغم ظاهر فريبنده لئوپارد، تغييرات رابط بصري نقطه تمركز اپل براي سيستم‌عامل جديد نبوده است. در حقيقت برخلا‌ف تصورات اوليه و چنان‌كه در ادامه اشاره خواهد شد، بخش مهمي از تغييرات در سطح هسته و لا‌يه‌هاي زيرين سيستم‌عامل صورت گرفته است.

همان‌طور كه پيش‌تر گفته شد، نخستين گام جدي اپل به سمت پردازش 64 بيتي در Tiger برداشته شد. اما جهش بزرگ بعدي در اين مسير در لئوپارد رخ داده است. اين سيستم‌عامل اكنون از نرم‌افزارهاي كاربردي 64 بيتي پشتيباني مي‌كند.

نكته جالب اين كه اين مسئله منجر به ارايه دو نسخه مجزا از سيستم‌عامل براي نرم‌افزارهاي 32 بيتي و 64 بيتي نشده است بلكه اپل با استفاده از باينري‌هاي يونيورسال پشتيباني از هر دو نوع نرم‌افزارها را براي دو معماريPower PC و X86 فراهم كرده است. در عين حال هسته سيستم‌عامل به منظور حفظ سازگاري با درايورهاي كنوني همچنان 32 بيتي است. به اين ترتيب لئوپارد نخستين سيستم‌عامل اپل است كه همزمان از هر دو نوع نرم‌افزار پشتيباني مي‌كند.

نكته مهم ديگر اضافه شدن چند فريم‌ورك جديد در كنار بهبود فريم‌ورك‌هاي قبلي OS X است. همان‌طور كه مي‌دانيد از سال 2001 به اين سو، اپل به منظور تسهيل فرآيند توسعه نرم‌افزاري براي سيستم‌عامل خود فريم‌ورك‌هاي مختلفي را در اختيار برنامه‌نويسان قرار داده است. كوارتز، كوييك تايم، Core Audio ،Core Image و Core Video  همراه آن عرضه شده‌اند.

در لئوپارد ضمن بهبود فريم‌ورك‌هاي كنوني، نمونه‌هاي جديدي نيز اضافه شده است كه ‌Core Animation از مهم‌ترين آن‌ها محسوب مي‌شود.
 
Core Animation به‌عنوان يك موتور لا‌يه‌بندي (Layering) سريع، امكان اضافه كردن جلوه‌هاي انيميشن را با روشي آسان فراهم مي‌كند. مجموع اين تغييرات باعث شده تا لئوپارد چه در سيستم‌هاي جديد اپل و چه در مك‌هاي قديمي سريع‌تر باشد.

 

شکل2- الف

اما گذشته از اين تغييرات زيرساختي اتفاقات مهم ديگري نيز در سطوح بالا‌تر به چشم مي‌خورد. شايد بتوان ارائه نسخه نهايي Boot Lamp را همراه با لئوپارد يكي از مهم‌ترين ويژگي‌هاي اين سيستم‌عامل دانست.

به رغم معرفي ساده و مختصر، اين ويژگي براي كاربراني كه بنا به ضرورت يا علا‌قه از هر دو سيستم‌عامل مك و ويندوز استفاده مي‌كنند (يا حتي كساني كه اساساً مك را به دليل طراحي سخت‌افزاري آن انتخاب مي‌كنند) يك ويژگي بسيار حائز اهميت است. اپل همزمان با عرضه لئوپارد اعلا‌م كرد كه پشتيباني از نسخه آزمايشي بوت‌كمپ در Tiger را قطع كرده است.

اضافه شدن نسخه‌اي از Front Row به لئوپارد كه مشابه همين نرم‌افزار در دستگاه Apple TV است، از ديگر ويژگي‌هاي سيستم‌عامل جديد اپل محسوب مي‌شود. اپل همچنين در اين رابطه گرافيكي چندرسانه‌اي قابليت پخش دي‌وي‌دي را نيز اضافه كرده است.

رابط بصري لئوپارد

در نخستين نگاه و با بررسي ويژگي‌هاي رابط بصري تحول شگرفي به چشم نمي‌خورد. برخلا‌ف انتظارات، تغييرات رابط بصري به رغم افزايش جذابيت‌هاي ظاهري اين سيستم‌عامل چندان به سهولت هرچه بيشتر استفاده يا ايجاد يك دگرگوني اساسي در نحوه تعامل كاربر با كامپيوتر كمكي نكرده‌اند.

چه، در نخستين واكنش‌ها معلوم شده كه برخي از اين تغييرات چندان به مذاق كاربران Tiger خوش نيامده است. به‌عنوان مثال نيمه‌شفاف شدن نوار منو (Menu bar) به‌عنوان يكي از اولين تغييراتي كه به چشم مي‌آيد، گرچه باعث زيباتر شدن دسكتاپ لئوپارد شده اما به عقيده برخي از كاربران خواندن گزينه‌هاي آن را سخت‌تر مي‌كند.

همين قضيه در مورد Dock جديد نيز صادق است. Dock در لئوپارد، داراي ظاهري قفسه‌اي شكل و سه‌بعدي با سطحي انعكاسي است كه ظاهراً كاربرد ديگري جز اضافه كردن رنگ و لعاب به دسكتاپ سيستم‌عامل جديد ندارد (شكل 1).

شکل2- ب

كما اين كه نارضايتي كاربران از ظاهر جديد Dock باعث شده كه اپل مدت كوتاهي پيش از نهايي شدن اين نسخه، امكان بازگرداندن ظاهر آن را به صورت قبل (البته با اندك تغييراتي) فراهم كند.

 علا‌وه بر اين، ظاهر پوشه‌ها نيز كه از زمان عرضه نخستين نسخه OS X بدون تغيير مانده بود در لئوپارد عوض شده است: پوشه‌هاي آبي و شفاف جاي خود را به پوشه‌هايي ساده و غيرشفاف با رنگ آبي تيره‌تر با نمايي از روبه‌رو (به جاي نمايي مورب) داده‌اند.

اما ويژگي جديدي كه به Dock اضافه شده امكان ايجاد مجموعه‌اي شامل فايل‌ها، نرم‌افزارها و... در قالب مجاز جديدي موسوم به Stack است. در واقع مي‌توان با كشيدن پوشه‌ها يا مجموعه‌اي از فايل‌ها به Dock، پشته يا Stack جديدي ايجاد كرد كه محتواي آن‌ها با يك كليك قابل مشاهده است. 

محتواي يك Stack به دو شكل قابل رؤِيت است. در صورتي كه تعداد آيتم‌هاي موجود در يك Stack كمتر از حد معيني باشد، كليك روي آن باعث پديدار شدن نواري مورب از آن‌ها خواهد شد (شكل 2 - الف).

در صورت زياد بودن تعداد فايل‌هاي موجود در يك Stack آيكون‌هاي مربوط به آن‌ها در رديف‌ها و ستون‌هايي كه در داخل يك كادر تيره‌رنگ و نيمه‌شفاف قرار گرفته‌اند ظاهر مي‌شوند. (شكل 2‌ - ب)

البته پيش‌فرض نمايش به يكي از اين دو روش كه به ترتيب Fan و Grid نام دارند، قابل تغيير است؛ به طوري كه مي‌توان همواره يك حالت را براي نمايش محتواي Stackها انتخاب كرد.

اما اكنون كه صحبت از آيكون‌ها شد، بايد به شيوه نمايش جديد آن‌ها نيز اشاره كرد. در نسخه جديد OS X آيكون اسناد مختلف به جاي نمايش يك عكس تكراري از نرم‌افزار سازنده آن فايل، تصويري از صفحه اول سند را نشان مي‌دهد. 

شکل3- در لئوپارد تصويري از صفحه اول هر سند به‌عنوان آيکون آن نمايش داده مي‌شود.

اين ويژگي حتي هنگام نمايش آيكون‌ها در ابعادي كوچك نيز كاملا‌ً مفيد است و براي مروري اجمالي بر فايل‌هاي يك پوشه بدون نياز به باز كردن آن‌ها كافي به نظر مي‌رسد(شكل 3).

به همين ترتيب مشاهده پيش‌نمايشي از اسناد در Preview نيز امكان‌پذير است. اما در لئوپارد، اپل گام‌هايي جدي براي يكدست كردن ظاهر پنجره‌ها برداشته است.

سرانجام تم گرافيكي فلزي صيقلي به‌طور كامل از نسخه جديد OS X حذف شده است و اكنون همه پنجره‌ها داراي تم گرافيكي خاكستري رنگ ساده‌اي (مشابه iTunes7) هستند.

به هر حال خوب  يا بد، انتخاب يكي از تم‌ها بعد از مدت‌ها امتحان تم‌هاي مختلف تكليف كاربران و توسعه‌دهندگان Mac OS X را تا حد زيادي روشن مي‌كند. در لئوپارد دكمه‌هاي نوار ابزار پنجره‌ها ظاهري كپسولي شكل دارند. ضمن اين كه اكنون پنجره‌هاي فعال و غيرفعال نسبت به هم تمايز ظاهري بيشتري دارند؛ اپل برخلا‌ف گذشته براي پنجره‌هاي غير فعال از رنگ خاكستري بسيار روشن استفاده كرده است كه با پنجره‌هاي فعال كاملا‌ً تفاوت دارد.

Finder در لئوپارد

 

شکل4- مرور فايل‌ها با Cover Flow در Finder

شايد يكي از خوشحال‌كننده‌ترين خبرها براي كاربران اپل بهبود قابل توجه كارايي Finder در لئوپارد است؛ بيشترين پيشرفت Finder از نظر كارايي و افزايش سرعت آن در تاريخ Mac OS x در لئوپارد حاصل شده است.

اين بهبود كارايي به ويژه هنگام كار با منابع شبكه‌اي كاملا‌ً مشهود است. به طوري كه مثلا‌ً هنگام استفاده از سرويس Mac.، فايندر قفل نمي‌شود و مي‌توان تا لود شدن اين سرويس بدون هيچ مشكل و وقفه‌اي به كارهاي ديگر پرداخت.

در لئوپارد كادر جانبي يا Side bar پنجره Finder تغيير كرده و اكنون شبيه iTunes شده است. آيتم‌هاي موجود در كادر جانبي نيز مشابه نرم‌افزار پخش‌كننده چندرسانه‌اي اپل است. عناوين گروه‌هاي اصلي با حروف بزرگ در يك ساختار سلسله مراتبي ديده مي‌شوند:

Devices گزينه‌هاي مربوط به دستگاه‌هاي متصل به سيستم پوشه Mac.، درايورهاي نوري و... را در خود جاي داده است. Shares سيستم‌هاي موجود در شبكه محلي را نشان مي‌دهد. Places محل قرارگيري پوشه‌هاي موردنظر شما است. علا‌وه بر اين شيوه نمايش جديد iTunes يعني Cover Flow نيز به نسخه جديد Finder اضافه شده است (شكل 4‌). 

شکل5- مشاهده سريع محتواي هر سند با Quick View

اما شيوه جديد ديگري هم با نام Quick Look براي نمايش فايل‌ها در نظر گرفته شده است. با كليك روي دكمه‌اي با علا‌مت چشم در نوارابزار (يا انتخاب فايل و فشردن كليد Space) به صورت بي‌درنگ (يا تقريباً بي‌درنگ) پنجره‌اي با لبه‌هاي شفاف براي نمايش فايل باز مي‌شود (شكل 5). با كليك كردن روي دو پيكان موربي كه زير اين پنجره باز مي‌شود مي‌توانيد فايل را به صورت تمام‌صفحه مشاهده كنيد.

موتور جست‌وجوي spotlight در لئوپارد پيشرفت‌هاي قابل توجهي داشته است. به لطف بهينه‌سازي‌هاي سيستمي، spotlight در لئوپارد حتي از Tiger نيز سريع‌تر عمل مي‌كند. اما از لحاظ ظاهري پنجره نمايش نتايج پرجزئيات spotlight جاي خود را به ظاهري بهتر و سامان‌يافته‌تر در پنجره Finder داده است. در لئوپارد، اين موتور جست‌وجو از منطق بولي نيز براي محدود كردن جست‌وجو با استفاده از عبارت شرطي مانند and ،or و... استفاده مي‌كنند.

پشتيباني گسترده از به اشتراك‌گذاري صفحه‌نمايش (مشاهده و كنترل دسكتاپ كامپيوتر كاربر ديگري در يك شبكه از راه‌ دور در صورت داشتن مجوز) يكي ديگر از قابليت‌هاي مهم لئوپارد است. اين كار از طريق Finder و با استفاده از استاندارد VNC و پروتكل Remot Desktop اپل صورت مي‌گيرد.

با مرور در ميان كامپيوترهاي موجود در يك شبكه (كه اسامي آن‌ها در شاخه Shared كادر جانبي فهرست شده) دكمه share Screen در مقابل سيستم‌هايي كه از استانداردهاي مذكور پشتيباني مي‌كنند، مشخص خواهد شد. با كليك روي اين گزينه‌، قابليت‌هاي مختلفي مانند تعيين مقياس و كيفيت نمايش دسكتاپ كامپيوتر راه دور در اختيار شما خواهد بود.

دسكتاپ‌هاي مجازي با Spaces

شکل6- دسکتاپ‌هاي مجازي در لئوپارد

پشتيباني از دسكتاپ‌هاي مجازي در قالب ويژگي جديدي به نام Spaces از ديگر ويژگي‌هاي لئوپارد است. با استفاده از اين ويژگي‌مي‌توانيد براي وظايف مشخص، دسكتاپ‌هاي مجازي معيني تعريف كنيد و ازمحيط كاري دسكتاپ خود به شكل مؤثرتري استفاده كنيد(شكل 6).

در پنجره تنظيمات Spaces تا 16 دسكتاپ مجازي قابل تعريف است و برنامه‌ها مي‌توانند در دسكتاپ‌هاي مجازي تعريف شده يا حتي همه آن‌ها به نمايش درآيند. با فعال كردن Spaces تمام دسكتاپ‌ها روي نمايشگر ظاهر مي‌شوند. همچنين در Spaces مي‌توان پنجره‌اي را از يك دسكتاپ مجازي بيرون كشيد و در دسكتاپ ديگري قرار داد. نحوه فعال‌سازي Spaces با وجود گزينه‌هايي چون استفاده از تركيب كليدها، گوشه‌هاي نمايشگر و دكمه‌هاي ماوس كاملا‌ً انعطاف‌پذير است.

نوشته شده توسط حمید ,

  يك داستان اپن‌سورس‌ - قسمت اول
مرتبط با :
ارسال شده در: 86/10/22
 

قصه‌اي براي چالشگران‌

آيا قصد شروع يك پروژه اپن سورس را داريد؟ آيا در ميانه راه مديريت يك پروژه منبع باز هستيد؟ آيا چالش‌هاي عملي دنبال‌كردن پروژه‌هايي از اين دست را مي‌دانيد؟ آيا درباره مشكلات كار تيمي چيزي شنيده‌ايد؟ چگونه مي‌توان در اجراي يك پروژه اپن سورس به موفقيت دست يافت؟

بعد از خواندن اين داستان واقعي، احتمالاً پاسخ بسياري از اين پرسش‌ها را خواهيد يافت. البته اين داستان مربوط به يك پروژه بزرگ نيست، اما ماهيت پروژه‌هايي از اين دست به گونه‌اي است كه مي‌توان بسياري از درس‌هاي آن را به فعاليت‌هاي بزرگ‌تر نيز تعميم داد. گذر از فراز و نشيب‌هاي مديريت يك پروژهِ اپن سورس، تجربه گرانبهايي است كه جز با عمل به دست نمي‌آيد.

در اين داستان كه در دو قسمت از نظرتان خواهد گذشت، با اغلب چالش‌هاي عملي يك پروژه اپن‌سورسي، از جمله مسئله انتخاب يك مدل مجوزدهي (Licensing Model) براي توسعه آتي نرم‌افزار آشنا خواهيد شد. در قسمت اول، شرح چگونگي پيدايش اين پروژه نرم‌افزاري و تبديل آن به يك روند اپن‌سورس را خواهيد خواند.

تولد يك پورتال‌

چنانكه مي‌دانيد، نرم‌افزار پورتال‌سازي دات‌نت نيوك، يكي از پيشرفته‌ترين و موفق‌ترين سيستم‌هاي ساخت پورتال و انجمن آنلاين بر اساس فناوري ASP.NET مايكروسافت است. تاكنون هزاران نفر از سراسر دنيا اين نرم‌افزار را به رايگان دانلود كرده‌اند و به كمك آن براي سازمان، گروه يا شركت خود و ديگران پورتال ساخته‌اند.

شاون واكر (Shaun Walker)، مبتكر پروژه DotNetNuke چنانكه در مقدمه كتاب DotNetNuke ASP.NET Portals تعريف نموده، در ابتدا اصلاً قصد ورود به يك پروژه اپن سورسي را نداشته است، اما نياز او را وادار كرد كه به اين سمت برود.

او زماني به فكر توليد يك نرم‌افزار پورتال‌سازي مي‌افتاد كه وضعيت شركت نرم‌افزاري كه در آن مشغول به كار بود، به دليل رقابت سنگين صنعت IT چين و هند با ايالات متحده دچار بحران مي‌شود و ناگزير دست به تجديد ساختار مي‌زند و در اين حين زيربناي برخي محصولات و توليدات خود را از فناوري مايكروسافت به فناوري جاوا تغيير مي‌دهد.

همزمان زرنگي شركت‌هاي چيني و هندي‌ در بهره‌برداري از رهيافت برون‌سپاري (Outsourcing) موجب مي‌شود به تدريج تعداد قابل ملاحظه‌اي از مشتريان و سازمان‌هاي آمريكايي هنگام تصميم‌گيري براي خريد يك نرم‌افزار يا راهكار، گزينه‌هاي چيني را به دليل ارزان‌تر بودن نسبت به محصولات و خدمات شركت‌هاي بومي خود، ترجيح دهند.

لذا تعدادي از كاركنان شركت به منظور كاستن از هزينه‌ها بركنار مي‌شوند و سمت شاون واكر از برنامه‌نويس به مدير پروژه تغيير مي‌يابد؛ زيرا دانش او در زمينه برنامه‌نويسي روي پلتفرم مايكروسافت ديگر كاربردي نمي‌يابد. اين اتفاقات درست مصادف مي‌شود با معرفي و عرضه فناوري دات‌نت از سوي مايكروسافت و واكر كه طي آن سال‌ها شاهد برتري فناوري جاوا بر پلتفرم مايكروسافت‌ - به دليل بهره‌گيري از معماري شيء گرا و عدم وابستگي به سيستم‌عامل- بوده است، از معرفي يك فناوري كاملاً شي‌ءگرا توسط مايكروسافت بسيار خوشحال مي‌شود و تصميم مي‌گيرد آن را بياموزد.

واكر خيلي زود متوجه مي‌شود كه مايكروسافت براي تبليغ اين فناوري جديد، سورس چند پروژه نرم‌افزاري كامل و جالب، از جمله مديريت محتواي سايت (CMS) با استفاده از ASP.NET را به رايگان در اختيار عموم قرارداده است و كنجكاو مي‌شود.

براي واكر خيلي جالب بود كه مايكروسافت در مجوز بهره‌برداري از سورس‌ها براي كاربر نهايي EULA يا End-User License Agreement به برنامه‌نويسان اجازه مي‌دهد به طور نامحدود از آن‌ها استفاده  كنند.

پروژه‌اي كه در اين ميان براي واكر جالب مي‌نمايد، IBuySpy است كه بعداً واكر بر اساس آن، ‌DotNetNuke را مي‌سازد (شكل 1).

او با خود فكر مي‌كند كه شايد بتواند تغييراتي در اين سورس بدهد، آن را بهتر كند و به عنوان محصول خودش به فروش برساند (چون مجوز مذكور چنين اجازه‌اي به او مي‌داد).

با اين حال سير حوادث او را به سمتي مي‌برد كه متوجه مي‌شود هيچ راهي براي نجات پروژه DotNetNuke جز اپن‌سورس كردن آن وجود ندارد و تنها آن زمان است كه واكر متوجه مي‌شود كه اصولاً يكي از دلايلي كه بعضي از برنامه‌نويسان را به سمت اپن سورس مي‌كشاند، عدم امكان تحقق آرمان‌هايشان از طرق ديگر است.

بنابراين به زعم او خيلي از پروژه‌هاي اپن سورس ابتدا با هدف كسب سود و توليد نرم‌افزار تجاري شروع شده‌اند، اما در ميانه راه متوجه مي‌شوند كه هدف و كارايي واقعي نرم‌افزار آن‌ها شناخته نخواهد شد؛ مگر اين‌كه راه اپن‌سورس را در پيش بگيرند.

پاتوق آنلاين‌

درست زماني كه واكر به سمت IBuySpy مي‌رود، مايكروسافت سايت معروف www.asp.net را براي پشتيباني از برنامه‌نويسان ‌ASP.NET برپا مي‌كند و خيلي زود انجمن‌هاي آنلاين اين سايت به پاتوق طراحان و برنامه‌نويسان وب تبديل مي‌شود (شكل 2).

در اين سايت انجمني هم به IBuySpy اختصاص يافته بود كه در آن علاقمندان اين پروژه و كساني كه عملاً استفاده از آن را شروع كرده بودند، دور هم جمع مي‌شدند تا مشكلاتشان را با هم در ميان بگذارند و قابليت‌هاي نرم‌افزار را توسعه دهند.

شاون واكر، يكي از فعال‌ترين كاربران اين محفل بود. از شرح نوشته شده در كتاب چنين برمي‌آيد كه واكر از طريق پياده‌سازي IbuySpy براي مشتريان طراحي سايت، به ويژه كساني كه واكر با عنوان «سايت‌هاي ورزشي آماتوري» از آن‌ها ياد مي‌كند، به كسب درآمد مي‌پرداخته و براي او بسيار مهم بوده ‌است كه اين سيستم را به نرم‌افزاري كارامد تبديل كند. طوري كه به بهترين شكل نيازهاي مشتريانش را پوشش دهد.

يكي از قابليت‌هايي كه IBuySpy را به نرم‌افزاري پرطرفدار تبديل كرد، توانايي بالقوه آن در مديريت همزمان بيش از يك پورتال بود، اما اين قابليت به خوبي پياده‌سازي و تكميل نشده بود. به نظر مي‌رسيد شركت مايكروسافت و ورتيگو كه مشتركاً اين محصول را ساخته بودند، چنين قابليتي را براي توسعه آتي محصول پيش‌بيني كرده بودند، اما فرصت كافي براي تكميل آن پيدا نكرده بودند يا اساساً قصد چنين كاري را نداشتند.

اگر اين قابليت تكميل مي‌شد، يك شركت ميزباني وب مي‌توانست با يك ‌بار نصب اين سيستم روي سرور خود، به تعداد نامحدودي از مشتريانش سرويس دهد. اين نرم‌افزار مي‌توانست صرفاً بر اساس نام دامين سايت مشتري، تمام محتويات و تنظيمات خاص آن سايت را از ديتابيس مركزي بارگذاري كند و نمايش دهد.

بنابراين شاون واكر يك زمينه خيلي خوب براي توسعه سيستم پيدا كرد و آن را مبناي كار خود قرار داد. چنين قابليتي سبب شد اين نرم افزار خيلي زود به عنوان برنامه‌اي منبع باز محبوبيت پيدا كند. واكر به همراه برنامه‌نويس ديگري كه در پايگاه asp.net با وي آشنا شده بود، حدود يك سال روي پروژه كار كردند و قابليت‌ها و امكانات آن را توسعه دادند.

انگيزه اوليه آنان اين بود كه اين سيستم را به محصولي قابل ارايه به بازار تبديل كنند، اما از آنجا كه هر دو نفر فقط مي‌توانستند در ساعات فراغت از شغل اصلي خود روي پروژه كار كنند، خيلي زود متوجه شدند كه يا بايد شغل خود را كنار بگذارند و روي بازاريابي اين محصول كار كنند، كه در اين صورت به منابع و پشتيباني مالي احتياج داشتند، يا اين‌كه با اين وقت محدود خود، از ايده تبديل نرم‌افزار به يك بسته تجاري بگذرند و راه ديگري براي توسعه آن پيدا كنند. سرانجام آن دو تصميم گرفتند روش‌هاي غير تجاري را انتخاب كنند تا دست كم حاصل يك سال زحمات خود را نجات دهند.

با اين حال، اين تنها مشكلي نبود كه با آن روبه‌رو شدند. در حقيقت IbuySpy يك پروژه ايستا بود كه يك بار براي هميشه توليد شده بود و كسي (نه مايكروسافت، نه ورتيگو) مسئوليت توسعه و پشتيباني آن‌ را نپذيرفته بود. بنابراين تمام تلاش‌هايي كه در راستاي توسعه اين محصول در محفل آنلاين كاربرانش صورت گرفته بود، بدون مديريت و نظارت متمركز صورت گرفته بود.

هر برنامه‌نويس خلاقي يك ويرايش خاص خود از برنامه پديد آورده بود كه بعضاً در اختيار عموم هم قرار نمي‌گرفت؛ شايد با اين پيش‌فرض كه آنان نيز به نوبه خود در انديشه تبديل نسخهِ توسعه داده شده خود از IbuySpy به يك محصول تجاري بودند.

ديگراني هم كه كدهاي خود را به محفل آنلاين مي‌فرستادند، تحت يك مديريت متمركز نبودند و پروژه عملاً به بي‌نظمي مبتلا شده بود. در چنين مقطعي واكر تصميم ‌گرفت هم براي حفظ زحماتشان و هم به منظور سروسامان دادن به روند توسعه محصول يك برنامه اپن‌سورس را آغاز كند. در حالي كه او چيز زيادي درباره فلسفه اپن سورس و قواعد آن نمي‌دانست.

انتشار رسمي نرم‌افزار جديد

چنانكه واكر تعريف مي‌كند، او براي انتشار رسمي نسخه توسعه يافتهِ خود در آستانه كريسمس سال  2003 سه كار مهم و بجا انجام داد كه تأثير بسزايي در موفقيت اولين توزيع محصول جديد گذاشت: نخست اين‌كه، نام IBurSpy Workshop را براي نرم‌افزار انتخاب مي‌كند تا براي كاربران هم يادآور اين واقعيت باشد كه اين محصول نسخه جديدتري از همان برنامه محبوب IbuySpy است و هم با افزودن يك كلمه ديگر آن را از نرم‌افزار اوليه متمايز كند تا نشان‌دهنده تغييرات و اصلاحاتي باشد كه اين محصول  به خود ديده است. جالب اين‌كه، مخفف نام اين محصول، يعني IBSW به شكل زيركانه‌اي مخفف نام خود او (SW) را نيز در خود داشت!

دوم، او يك سايت جداگانه براي اين محصول برپا كرد و كاربران علاقمند به دانلود برنامه‌ را وادار ساخت تا قبل از دريافت رايگان نرم‌افزار، در سايت ثبت‌نام كنند و او بتواند بعداً از طريق ايميل انتشار اصلاحات و نسخه‌هاي جديدتر برنامه‌ را به اطلاع آنان برساند.

و سرانجام اين‌كه، او يك اطلاعيه محترمانه و بي‌تكلف در سايت asp.net گذاشت (شكل3) تا مردم را به دريافت اين برنامه دعوت كند.

اين سايت كه محل برو و بياي تعداد زيادي از طراحان وب بود، بهترين مكاني بود كه واكر مي‌توانست در آن موجوديت نرم‌افزارش را اعلام كند.

وقتي واكر از تعطيلات كريسمس برگشت و به سايت پروژه و نيز انجمن asp.net مراجعه نمود، از ميزان زياد ايميل‌هايي كه برايش رسيده بود، شگفت‌زده شد. بسياري از برنامه‌نويسان از او به خاطر انتشار اين نرم‌افزار تشكر كرده بودند و خواستار پشتيباني و توسعه آتي نرم‌افزار شده بودند.

اين استقبال گرم برنامه‌نويسان او را به اين نتيجه رساند كه انتخاب او روش درستي بوده است و اكنون دلگرم بود كه اگر حتي نتواند به تنهايي اين پروژه را ادامه دهد، دست‌كم اين جامعه كوچك از برنامه‌نويسان خودبه‌خود پروژه را جلو خواهند برد.

در عين حال نگران بود كه او لوكوموتيو قطاري را به راه انداخته است كه اكنون ديگر در مسير خود سرعت گرفته و شايد حتي لازم باشد انرژي بيشتري مصرف كند تا آن را در مسير صحيح خود كنترل و هدايت كند. به تدريج كه پروژه جلو مي‌رفت، او احساس كرد اين مسئله حتي روي زندگي زناشويي و خانوادگي او تأثير منفي گذاشته است؛ زيرا تنها مي‌توانست در اوقات فراغت خود، كه قاعدتاً بايد به زندگي خصوصيش اختصاص مي‌يافت، به مديريت پروژه بپردازد.

به عقيده واكر، مديريت و پشتيباني از كاربران يك نرم‌افزار يك موضوع اساسي در فرايند توسعه هر نرم‌افزاري است و به راستي اين كاربران گنجينه‌اي هستند كه بازخوردها و اظهارنظرهاي آن‌ها مي‌تواند نقش مهمي در ارتقاي كيفيت نسخه آتي محصول داشته باشد.

اهميت اين موضوع در نرم‌افزارهاي اپن سورس دوچندان است؛ زيرا اصولاً بخش بزرگي از تغييرات و اصلاحات در يك نرم‌افزار اپن‌سورس حاصل ديدگاه‌ها، نيازها و انتقادات كاربراني است كه هم‌اكنون مشتري آن هستند. واكر نوشته است: يك اصطلاح معروف در دنياي اپن سورس اين است كه «هيچ كاربري نبايد در بن‌بست يك زيرشاخهِ مشتق‌شده از فرايند تكامل نرم‌افزار تنها بماند.»
 
يكي از معاني اين شعار آن است كه مديريت يك پروژه اپن‌سورس بايد مراقب باشد تا اگر يك شاخه فرعي و خاص از روند عمومي توسعه نرم‌افزار مبتكرانه و جالب به نظر مي‌رسد، حمايت شود و آن ايده و تلاش خلاقانه در فرايند كلي توسعه نرم‌افزار جذب و حل گردد.

واكر سه عامل را در تحليل علت استقبال برنامه‌نويسان از پروژه اپن‌سورسي IBSW برمي‌شمارد: يكي، فقدان پشتيباني از نرم‌افزار اپن‌سورس IbuySpy از سوي مايكروسافت كه كاربران را با مشكلاتشان تنها گذاشته بود. ديگري، فراواني تعداد قابليت‌ها و امكاناتي كه در نسخه اوليه IbuySpy موجود نبود و IBSW را به جايگزين قطعي آن تبديل كرده بود. سوم، نكته‌اي بود كه واكر از آن تحت عنوان فقدان حمايت جدي مايكروسافت از برنامه‌نويسان ويژوال بيسيك دات‌نت (در دو سال نخست عرضه فناوري دات نت) نام مي‌برد.

مايكروسافت طي آن سال‌ها روي اهميت و قابليت‌هاي زبان سي شارپ خيلي مانور مي‌داد تا بر قابل رقابت بودن آن با زبان جاوا تأكيد كند و بتواند تعدادي از برنامه‌نويسان جاوا را به اين سمت بكشاند. اين استراتژي سبب شده بود حمايت مايكروسافت از برنامه‌نويسان ويژوال بيسيك تحت‌الشعاع قرار گيرد و سورس كد اغلب مثال‌هاي مايكروسافت از جنس سي‌شارپ باشد.

در چنين شرايطي ارايه يك نرم‌افزار كامل و قدرتمند براي پورتال‌سازي، آن‌هم به زبان ويژوال بيسيك دات‌نت، واقعاً موجب خوشحالي برنامه‌نويساني شده بود كه تازه از دنياي ويژوال استوديوي 6 به دنياي دات نت مهاجرت مي‌كردند. خوشبختانه در اين حين، راب هوارد، يكي از مبتكران فناوري ASP.NET و مدير سايت آن، به كمك واكر شتافت و به درخواست او، يك انجمن اختصاصي برايIBSW  ايجاد كرد تا از IbuySpy متمايز شود.

آغاز بحران‌

به زودي نگراني اوليه واكر درباره چالش‌هاي مديريت اين لوكوموتيو پرشتاب رنگ واقعيت به خود گرفت. واكر كه تمام اوقات فراغت از كار را در شبانه روز به هدايت پروژه، پاسخگويي به ايميل‌ها، پشتيباني از كاربران و توسعه و اصلاح نرم‌افزار اختصاص داده بود، احساس كرد زندگي خصوصي او به خطر افتاده است.

بنابراين زير فشار استرس رواني ناشي از مديريت 2000 كاربر ثبت شده‌ در سايت IBSW تصميم گرفت سرويس پشتيباني و بخش دانلود سايت را پولي كند و براي آن حق اشتراكي بين بيست تا سي دلار در ماه تعيين كند. او در اين انديشه بود كه با درآمد حاصل از اين اشتراك‌ها هزينه پشتيباني و توسعه پروژه را تأمين كند تا بتواند تعادلي ميان زندگي شغلي، زندگي خانوادگي و حيات IBSW ايجاد كند.

به همين منظور، يك اطلاعيه در سايت asp.net منتشر كرد و اعلام نمود از اين پس كاربراني كه مايلند نسخه‌هاي جديد را دريافت كنند يا از پشتيباني برخوردار شوند، بايد حق اشتراك بپردازند. 

او در ادامه جزئيات اين شيوه جديد را توضيح داد (شكل4).

با اين حال به مجرد اين اعلان، سيل انتقادها به سوي واكر سرازير شد. او را به دروغ‌گويي درباره اپن‌سورس‌بودن پروژه متهم كردند و اين نظريه عمومي قوت گرفت كه همه اين ماجرا فريبي بيش نبوده و واكر خواسته است از محل دريافت حق اشتراك از كاربراني كه اكنون ديگر وابسته او شده بودند، پول كلاني به جيب بزند! به اين ترتيب واكر در مقياس وسيعي به بي‌كفايتي در هدايت پروژه متهم شد.

اين جار و جنجال توجه شركت مايكروسافت را جلب كرد. به طوري كه اسكات گوتريه، يكي از طراحان فناوري ASP.NET در اين شركت نامه‌اي به واكر نوشت و به او پيشنهاد كرد با توجه به زحماتي كه براي اين پروژه كشيده‌ است، در تصميم خود تجديد نظر نمايد. به نظر مي‌رسيد مايكروسافت از اهميت حيات اين پروژه آگاه است و مايل نيست به خاطر چنين اشتباهي، پروژه متلاشي شود.

در اين مقطع يكي از دوستان واكر يك مشاور فني به او معرفي كرد كه واكر را در تنظيم يك پوزش‌نامه ياري مي‌دهد و سرانجام واكر نامه ديگري تنظيم مي‌كند و خاكسارانه از همه كاربران به خاطر اين اشتباه پوزش مي‌خواهد و توضيح مي‌دهد كه همه كساني كه پس از انتشار نامه نخست بابت اشتراك در سيستم حق عضويت پرداخته‌اند، مي‌توانند پول خود را پس بگيرند و به اين ترتيب غائله را خاتمه مي‌دهد.

اما مشكل واكر همچنان باقي مانده بود. واقعاً چه راه ديگري براي واكر وجود داشت؟ از يك سو نمي‌توانست بيش از اين زندگي شغلي و خانوادگي خود را به خطر بيندازد و از سوي ديگر، راه‌اندازي سرويس پولي آن در بدو اعلام، شكست خورده  بود. آيا مي‌توانست IBSW را رها كند و آن را به كاربران عضو انجمن بسپارد؟ يا راه حل ديگري هم وجود داشت؟ اگر شما جاي شاون واكر بوديد، چه مي‌كرديد؟

نوشته شده توسط حمید ,

  فلفل ديجيتالي!
مرتبط با :
ارسال شده در: 86/10/22

 اشاره :
به تازگي شركت كريتيو محصول جديدي با نام Zen Stone Plus را با ظرفيت دو گيگابايت و مبتني بر حافظه‌ فلش به بازار عرضه كرده است. Zen Stone Plus تنها يك ماه پس از برادر كوچك‌تر خود يعني Zen Stone معرفي شده و خصوصيات جالب آن سبب شده است كه هم‌اكنون در فهرست شش پخش‌كننده‌ محبوب سايت CNet آسيا قرار بگيرد.


مشخصات فني پخش‌كننده Zen Stone Plus

> ظرفيت: دو گيگابايت‌
> فرمت‌هاي قابل پشتيباني: MP3،WMA ،Audible و WAV
> صفحه نمايش: تك‌رنگ (آبي) OLED - با وضوح 64 در 64 پيكسل‌
> امكانات: راديوي FM ، ضبط صدا، ساعت و Stopwatch
> عمر باتري: 5/9 ساعت‌
> ابعاد: 6/55 * 4/35 * 8/12 ميلي‌متر
> وزن: 21 گرم‌


طراحي

شركت كريتيو پخش‌كننده ‌Zen Stone Plus را  مانند برادر كوچك‌تر خود يعني Zen Stone طراحي كرده است؛ با اين تفاوت كه Zen Stone علاوه بر اين‌كه نسبت به همزاد خود دو گرم سنگين‌تر است، به يك صفحه‌نمايش تك‌رنگ (آبي) از نوع OLED و با وضوح 64 در  64 پيكسل مجهز شده است.
 
Zen Stone Plus مانند يك سنگ كوچك شفاف  با زواياي خميده طراحي شده و همين مسئله سبب شده است به خوبي در دست قرار بگيرد. اگر پخش‌كننده را به سمت خود نگه داريد، صفحه نمايش در سمت چپ و در سمت ديگر دكمه‌هاي كنترلي اصلي قرار گرفته‌اند. اما برخلاف مدل قبلي دكمه‌ پخش و توقف كه وظيفه‌ خاموش و روشن كردن دستگاه را نيز بر عهده دارد، در لبه‌ بالايي بدنه قرار گرفته است.

كيفيت و نحوه پخش صدا

به طور كلي محصولات شركت كريتيو كيفيت صداي قابل قبولي دارند. اين مسئله در Zen Stone Plus نيز محسوس است. به طوري‌كه كيفيت صدا در اين پخش‌كننده به خوبي و حتي بهتر از پخش‌كننده‌هاي آي‌پاد شركت اپل هستند.

البته كيفيت صدا نسبت به مدل پيشين تغييري نداشته است و اگر بودجه‌ كافي نداريد، مدل Zen Stone را به شما پيشنهاد مي‌كنيم. در كنار كيفيت صدا، كريتيو در مدل Zen Stone Plus امكان پخش موسيقي به طور تصادفي و چهار اكولايزر پنج بانده (راك، پاپ، كلاسيكال و جاز) را نيز در نظر گرفته است.

امكانات
از يك دستگاه 21 گرمي نبايد انتظار زيادي داشت. با اين حال وجود يك ميكروفون داخلي امكان ضبط صدا را در اين پخش‌كننده فراهم كرده است. به علاوه، Zen Stone Plus به يك گيرنده‌ راديوي FM با قابليت جست‌وجوي خودكار (Autoseek) و امكان ذخيره 32 ايستگاه راديويي مجهز شده است.
 
در عين حال با توجه به وزن كم و ابعاد كوچك اين پخش‌كننده مي‌توان توسط بند مخصوص (كه بايد آن را جداگانه تهيه فرماييد) آن را به بازو بست و حين فعاليت‌هاي ورزشي از موسيقي لذت برد. نكته‌ جالب توجه، وجود يك دكمه در بالاي اين پخش‌كننده است كه امكان سفارشي‌كردن آن از سوي كاربر وجود دارد. يعني كاربر مي‌تواند آن را به عنوان يك ميان‌بر به منويي كه از آن زياد استفاده مي‌شود، تعيين كند.

جمع‌بندي

اگر جمع‌بندي خود را در قالب يك مقايسه بيان كنيم، مي‌توان گفت Zen Stone Plus نسبت به آي‌پاد شافل، ارزان‌تر است، طراحي و كيفيت صداي بهتري دارد، راديوي FM و صفحه‌نمايش دارد و مديريت و انتقال فايل‌ها در آن به سادگي امكان‌پذير است (انتقال يك گيگابايت موسيقي 24 دقيقه زمان مي‌برد). با اين وجود، عمر باتري در آي‌پاد شافل دوازده ساعت است. در حالي كه اين مدت زمان براي Zen Stone Plus ، 9/5 ساعت است.

نوشته شده توسط حمید ,

درباره وبلاگ
 
من طرفدار مهران مدیریم شما چی...!!!؟
 

تبلیغات

 
لیست دوستان

ماهنامه شبکه
وین بتا
پی سی دانلود
جستجوگر گوگل
یاهو
ویندوز ویستا
گروه همکاران سیستم
نقاشی شمارو زنده میکند
دانلود نرم افزارهای جدید
سایت آپدیت مک آفی
آدرس خروجی RSS ما
جواب سوالات تبیان و آفتاب
ایران خودرو
دانلود رایگان برنامه,موبایل , آهنگ , عکس,پذیرش برنامه نویسی
تایپ مستقیم و فارسی با Psiloc Crystal Farsi Localization سری 60 ورژن 3
پارس تم
"پیمان بلاگ,کامپیوتر,عکس,بازی و ...سرگرمی"
قالب وبلاگ
 

 
لینکستان

 
 
بخش ویژه

 
 
Copyrights This Blog  © 2008 | Designed By : 012891034567.net